گزارش و پردازش یک پشت پرده از سیاست شوم انگلیس و آمریکا برای نابودی ایران 4

       ” گزارش و پردازش یک پشت پرده از سیاست شوم

                 ” انگلیس و آمریکا برای نابودی ایران

                                  ”بخش چهارم

                                        ” پیش از سخن

 

1 – باری ، گرفتاری و بیماری شوند پرکاری بود و شب زنده داری . با این همه ، بنده نگارنده ، نا توان از شکار زمان بود برای نگاشتن نوشتاری یا گنجاندن جستاری . هم از این روی از همه دوستان و خوانندگان ارجمند پوزش بسیار می خواهم که ناکرده برون از پیمان بود و وارونه مرام مهان .

2-  دوست با وفا و یار با صفا – جناب پور شیدا – به شیوه همیشگی دو سروده زیبا ، سروده و فرستاده اند ؛ که برای بهره  روان  یاران  و  طبع سبکباران  هر دوی آن را پیشکش می کنم .

 

                                شده شیدای شیدا ، پور شیدا

                                که شیدای دگر هم گشته پیدا

                                سراید  قصه دل  از سر مهر

                                 دل شیدا به چشم دل  هویدا

                                                و

                                یکی  مستی کند  با  نغمه  تار

                               یکی  چون من گرفتار شب تار

                               یکی زلف نگاری می زند چنگ

                               یکی چون من به دام حسرت تار

 

                              ” سخن “

 

2- دومین راهکاری که برنارد لوییس و گروه اهریمنی او برای نابودی زبان پارسی برگزیده اند ؛ ویران کردن دستور زبان پارسی و جایگزینی آن از سوی آخشیج های دستوری زبان های بیگانه است . این کار را ، امروز ، رادیوها و شبکه های ماهواره ای انگلیس ، آمریکا و شبکه های مزدور و وابسته به آنها ، به آشکارا انجام می دهند .

همان گونه که پیش از این و در یکی از گزیده نگاشت های پیشین نوشتم ؛ زبان از دو بخش “واژگان” و “دستور” ساخته می شود . در یک زبان ، با به کار بردن واژگان کم دامنه (محدود) در چارچوب دستورهای (قانون های) اندک شماراز سوی گویشوران آن زبان ، سخنان و جمله های بی شماری پدید می آیند . ویژگی بنیادین چارچوب های دستوری هر زبان ، کم دامنه (محدود) بودن آن است . درست مانند واژگان زبان . یعنی برای هر زبان هم واژگان و هم ویژگی ها و چارچوب های دستوری کم دامنه ای وجود دارد . اگر این ویژگی ها در زبان مادری (برای ما ایرانیان زبان پارسی)  بر پایه ویژگی های یک زبان بیگانه دگرگون شود و به جای واژگان و ویژگی های دستور زبان مادری ، واژگان و ویژگی های دستوری زبان بیگانه جایگزین شود ؛ بی هیچ شکی زبان مادری نابود خواهد شد .

آن گونه که نگارنده یافته است ؛ سند هایی وجود دارد که نشان می دهد دشمنان ایران ، به کم از یکی دو سده پیشین ، در این اندیشه بوده اند . آنان به این برآیند (نتیجه) رسیده بودند و رسیده اند که برای نابودی هستی و هویت ایرانی می بایست زبان پارسی را نابود کرد . آنان به نیکی می دانستند و می دانند که این کار به یک باره شدنی نیست . بنا بر این ، برنامه ای بسیار بلند مدت ، برای این خواست دشمنانه خویش پیش بینی کرده اند .

نگارنده بارها به چشم خویش دیده و به گوش خویش شنیده است که شبکه های ماهواره ای استعماری یا شبکه های دست نشانده آنان می کوشند تا ویژگی های دستوری زبان عرب  به زبان پارسی راه یابد و در پیامد گذشت و درازنای روزگار ، دستوراین زبان بیگانه ، جانشین دستور زبان مادری ما گردد . برای نمونه  “ین” در زبان عربی ، نشانه دوگانه (مثنی) یا دوگانگی (تثنیه) است . این ویژگی در دستور زبان پارسی نیست ولی این شبکه ها ، آرام آرام در تلاشند تا این ویژگی را در فرهنگ زبانی ما جا بیاندازند . شک نکنید که اگر این نشانه دستورزبان بیگانه در فرهنگ ما جا بیافتد ؛ پس از گذشت روزگاری نه چندان زیاد ، نشانه و ویژگی دستوری زبان ما خواهد شد . در واژه های “شیخین” ، “امرین” ، “یدین” و … درنگ کنید . این واژه ها و نمونه این واژه ها ، از گروه واژگانی هستند که با نشانه دستور زبان عربی به کار برده می شوند ولی کاربرد آنها از سوی شبکه های تلویزیونی و رادیویی استعماری ، آرام آرام ، در حال زیاد شدن هستند . به گونه ای که کم نمانده تا این ویژگی دستوری در میان ما پارسیان جا بیافتند . شوند (علت) دانشورنمایی (فضل فروشی) بسیاری از مردم بی دانش نیز ، شوندی است که به فراهم آمدن این زمینه شوم کمک بسیار می کند .

“ال” در زبان عربی نشانه شناختگی ( تعریف یا معرفه بودن ) است . یعنی یک ویژگی دستوری است . هیچ هم در زبان پارسی – چه در دوران گذشته و چه در دوران کنونی – با معنای دستوری “شناختگی” نه کاربرد داشته است و نه دارای کاربرد می باشد ولی چرا شبکه های حکومتی ایران بر بالای صفحه نمایش خود ، پیوسته این نشانه دستوری زبان عربی را به نمایش می گذارند ؟ . نگارنده خود بارها دیده است که بر بالای صفحه نمایش این شبکه های تلویزیونی نوشته اند : ” رمضان المبارک ” ، ” رمضان الکریم ” و …     .

برای این تلاش یعنی تلاش برای جایگزینی ویژگی های دستوری زبان های بیگانه در زبان پارسی ، نمونه های دیگری نیز یافت می شود که برای پرهیز از به درازا کشیدن سخن ، از آن می گذرم .

تلاش زشت و شوم دیگر برای نابودی زبان پارسی ، تلاش برای جا انداختن واژگان عربی در زبان پارسی با همان معنای عربی واژه است . باز من از شما می پرسم ؛ از روزگار قاجار به این سو ( روزگار پهلوی از نظر پاسداشت زبان پارسی و تلاش برای پاسداری از پارسی ، روزگار روشن و درخشانی است ) و به ویژه در نزدیک به چهل سال گذشته ، چه اندازه از واژگان عربی در زبان و فرهنگ ما جایگیر شده است که پیش از آن در زبان ما یافت نمی شد ؟ شما اگر نخستین چاپ فرهنگ زنده یاد دهخدا با واپسین چاپ همین فرهنگ (که در دوران پس از مرگ استاد چاپ و فراهم شده است) بسنجید ؛ سخن نگارنده را بهتر در خواهید یافت .

در واژگان و واژگان پیوند شده زیر درنگ کنید :

” آیت الله العظمی” ، “مستضعفین” ، ” تدمیر ” ، “ارتحال” ، “قدس سره الشریف” ، “رساله اجوبة الاستفتائات” ، “الیوم” ، ” بای کان نحو” و …     .

باز هم ناگفته نمی گذارم که خواست نگارنده ، برون از هدف و برنامه برنارد لوییس ، خدای ناکرده دشمنی با زبان عربی نیست چرا که به این زبان کهن و گسترده مهر می ورزم و ادب آن را دوست می دارم . خواست بنده تنها پاسداری از زبان پارسی و مبارزه برای پاسداشت فرهنگ و هستی هستی بخش پارسی است .

اگر زنده باشم و خداوند بزرگ یاری دهد ؛ در بخش آینده از کوشش زشت و دهشت انگیز شبکه آی فیلم ( i film )  برای این خواست اهریمنی سخن خواهم گفت و همه یا بخشی از راهکار سوم گروه ایران ستیز “برنارد لوییس” را گزارش و پردازش خواهم کرد .

 

 

                                      پاینده باد ایران ، این مرز پر گهر

 

 

 

 

 

گزارش و پردازش یک پشت پرده از سیاست شوم انگلیس و آمریکا برای نابودی ایران 3

 

           گزارش و پردازش یک پشت پرده از سیاست شوم

                ” انگلیس و آمریکا برای نابودی ایران


                                  ”بخش سوم

 

                                     ” پیش از سخن

 

1-  بسیار دوست دارم تا از گرفتاری هایی سخن بگویم که چونان زنجیرهایی آهنین بر دست و پای زندگی آدمی سنگینی می کنند . زنجیرهایی که انسان هر اندازه هم پایدار و پر تلاش باشد ؛ باز هم جان و جهان او را به یغما می برند . این گفتار را به هنگامه ای دیگر وا می گذارم .

ولی در این روزگاری که بیشینه مردم یا غم نان دارند و یا بیم جان ( ویا هردو با هم ) کسی هست و کسی را می شناسم که رها از هر گونه وابستگی و بستگی ، دل در گرو فرهنگ دارد و بینا به پیامدها و برآیندهای کنش ادبی ، خود را در برابر مردان و مردمان خامه پرور مسوول می داند .

جناب محمد حسین سعد آبادی ( پور شیدا ) را می گویم که در گیر و دار گرفتاری ها ، دست از دامان شعر بر نمی دارد و از آسمان دل بر خامه او در دری می بارد . در پیوند با ” بر شاخسار سخن ” ایشان تنها کسی هستند که همواره دغدغه دارند و همیشه سخنانی بر آمده . امید دارم و آرزو می کنم که این ویژگی پر بها در نهاد پرداد او به گونه ای بیش از پیش و روزافزون ، فزونی یابد .

به همین انگیزه دو دوبیتی تازه سروده ایشان را به گزارش زیر پیشکش می کنم :

                                فلک بنموده  دور از آشنایم

                               چو نخلی که ز نخلستان جدایم

                                کنار برکه ، تنها ، پور شیدا

                              زسعد آباد و نخلش می سرایم

                                                   و

                             بسوزد عاشقی، کاتش به جان زد

                            به تار و پود و هم روح و روان زد

                              بسوزد  کو  امان از  پور شیدا

                             ربود و آتشش  بر خان و مان زد

 2- در خور آگاهی آن دسته از دوستانی که شماره خود را از راه نت به بنده داده اند ؛ این که ، گوشی همراه بنده را ربوده اند . به همین شوند شماره بیشینه دوستان را از دست داده ام . بنابراین خواهش دارم تا شماره خویش را دوباره به شماره نگارنده – 09172362232 – پیامک فرمایند .

 

                               ” سخن “

 

پیش از این گفتم که دروغ و هنجارگریزی در میان ما ایرانیان بیداد می کند و هستی ما را بر باد می دهد . اگر می پندارید چنین نیست ؛ پس این همه سزا دهی ( جریمه یا مجازات ) برای قانون گریزی های راهنمایی و رانندگی برای چیست ؟  اگر این گونه نیست ، پس این همه کشت و کشتارها در خیابان ها و جاده های ایران برای چیست ؟ اگر این گونه نیست ، پس نزدیک به هفت ملیون پرونده دادخواهی در دادگستری ها ، دادگاه ها و دادستانی های ایران برای چیست ؟ . هیچ می دانید از نگاه این آمار- یعنی آمار پرونده های دادخواهی – ایران ، در دو یا سه سال پیش ، پیش از کشور چین (با یک میلیارد و سیسد ملیون مردم)  در جایگاه نخست جهان بود ؟ … اکنون چه جایگاهی دارد ؟؟؟؟؟ !!!!!!  …       .

به یاد دارم در یک برنامه از سیمای جمهوری اسلامی ، کارفرمای (مدیر) آتش نشانی استان تهران می گفت : ” از هشت هزار زنگ و گفتگوی تلفنی ای که در شش ماهه نخست سال (سال 1386 خورشیدی) با آتش نشانی استان تهران رخ داده است ؛ هفت هزار تای آن زنگ ها و خبر رسانی ها درباره آتش سوزی ، دروغ ، بیهوده و بی بنیاد بوده است ” . اگر می پندارید ایران گرفتار هنجارگریزی نیست ؛ این همه آمارهای سرسام آور دزدی و رانت خواری برای چیست ؟ . هیچ به یاد دارید که جناب آخوند هاشمی رفسنجانی درباره سرنوشت نزدیک به هشتسد میلیارد دلار درآمد ایران از نفت در هشت سال کارفرمایی جناب احمدی نژاد بر دولت ایران ، چه گفت ؟ ؟ ؟ ؟ !!!!!  …..                  .

و……….. و …………… و …………….. و ………..و …….     .

هم میهنان گرامی !

منش (اخلاق) در میان ما ایرانیان از هم فروپاشیده است . هر گاه دولتی ، هر سال و حتا هر ماه و هر روز بیش از پیش بر نقدینگی بازار ، بر بی ارزشی پول ملی ، بر بها و ارزش پول بیگانگان و دشمنان و ارج ارزهای بیگانه می افزاید ؛ بی گمان مردمی که زیر زمامداری آن دولت زندگی می کنند ، دست به گریبان تهیدستی و بیچارگی ، به ناچار به نا به هنجاری و رفتارهای بیرون از منش روی خواهند آورد . پس نا خودآگاه نه زندگی که بندگی می کنند .

هم میهنان ارجمندم !

این دام را ،  دشمنان ایران ، برای ایران و ایرانی نهاده اند و تنیده اند . این خواست و آرزوی دشمنان ایران بود که منش و اخلاق در میان ما از هم فرو بپاشد . پس بر ماست تا با نگاه به این رویداد تلخ و درد انگیز ، سه راهکار زیر را در پیش گیریم با این امید که در آینده ، فرزندان ما ، چونان ما نگویند : ” از ماست که بر ماست ” . این سه راهکار به گزارش زیر است :

1- تا می توانید در برابر از ارزش افتادن پول ملی پایداری کنید و بر سر کارگزاران این پدیده ایران سوز فریاد بزنید . فریاد رسای خود در این زمینه را تا به آسمان برسانید .

2-بکوشیم تا فرآوری (تولید) در کشور گسترش یابد و هر گاه این روند در کشور از کنش باز ایستاد ؛ خاموش ننشینیم و فریاد آن را بر سر کسانی بر آوریم که زمینه مرگ فرآوری ملی را فراهم می کنند .

3- تا می توانیم از فرآورده های ایرانی خرید کنیم نه از فرآورده های بیگانه چونان چینی و ….    .

4- تا می توانیم برای پایبندی به پارسایی ، منش کهن ایرانی  و پرهیز از دروغ  در میان ایرانیان -  به ویژه در کانون خانواده و خانواده های ایرانی – بکوشیم و هر روز، بیش از پیش آن را در میان خود گسترش دهیم .

خوانندگان نکته سنج و میهن پرست !

در پدید آمدن هستی (هویت) ملی یک ملت و یک کشور ، هیچ آخشیجی (عنصری) مانند زبان ، بسزا و نقش آفرین نیست . زبان پارسی هماره توانمند ترین آخشیجی بوده است که تا کنون توانسته است از هستی ملی ما ایرانیان پاسداری کند . در این زمینه ما ایرانیان بیش از هر کس ، وامدار فرزانه سترگ توس – حضرت والا جناب فردوسی – هستیم . من نمی توانم مهر بی مانند درون و دل خویش را به این فرزانه بی همتا پنهان کنم . هر آن چه همه دشمنان ایران در همه دوره ها و برهه ها نتوانستند تا زبان پارسی را نابود کنند ؛ فردوسی بزرگ یک جا و تنها توانست تا زبان ما – و بهتر از آن بگویم ، هستی ما را – پاس بدارد .

دوستان میهن پرستم !

دشمنان ایران و گروه پلید برنارد لوییس با هدف فروپاشی (تجزیه) ایران و برای نابودی آرام آرام هستی (هویت ) ملی ما ، دومین راهکار را آسیب زدن به فرهنگ و نابودی زبان  پارسی  بر گزیده اند . برای این راهکار نیز چند دستور زیر را پیشنهاد کرده اند و اکنون که نگارنده دارد این نوشتار را می نویسد ، سال هاست که برای انجام درست و بی خرده این دستورها می کوشند . دستور کارهای آنها برای راهکار دومشان -  یعنی تلاش آرام برای نابودی زبان پارسی – به گزارش زیر است :

1- در بوق و کرنا دمیده اند و می دمند که گویش های فراوان و به جا مانده از پارسی باستان و حتا پارسی پهلوی (پارسی میانه یا پارسی روزگاراشکانیان و ساسانیان) مانند گیلکی ، مازنی ، تالشی ، لری ، لاری و … زبان هستند نه گویش . نگارنده خود از سی و اندی سال پیش به این سو بارها و بارها ار بی . بی . سی اهریمن و صدای پلید آمریکا به گوش خویش شنیده ام وبه چشم خویش دیده ام که این رسانه ها و دیگر رسانه های پیشکار بیگانگان برای زبان نامیدن این گویش ها چه کوششی می کنند ؛ حال آن که بر بنیاد دانش زبان شناسی همه این گویش ها ، گویش هایی برآمده از زبان پارسی هستند و در جایگاه زبان نیستند . این را بنده نمی گوید . پایه های بنیادین دانش زبان شناسی همگانی می گوید .

هم میهنان ارزشمندم !

هیچ می دانید درباره زبان پارسی – این به ظاهر پارسی زبانان – چه جنایت و چه دشمنی می کنند و شما (بر بنده ببخشایید که این را می گویم) یا نمی دانید و یا می دانید و خاموش مانده اید ؟

با نگاه به ارجی که نامهای پشتیبانان پاسداری از ارزش پول ملی (کسانی که به پیشنهاد بنده ، به تارنمای جناب روحانی رایان نامه (ایمیل) فرستادند و فریاد رسای خود را در نگهداشت و پاسداری از ارزش ریال ایران به وی یادآوری کردند) ، دارا هستند ؛ نام های یکایک آنان را در یکی از بخش های آینده جستارمی آورم تا شاید بهتر بتوانم وام خویش را به آنان بپردازم .

 

                             اگر زنده باشم ؛ دنباله جستار در بخش آینده

                                   پاینده باد ایران ، این مرز پر گهر

 

گزارش و پردازش یک پشت پرده از سیاست شوم انگلیس و آمریکا برای نابودی ایران 2

 

 

              گزارش و پردازش یک پشت پرده از سیاست شوم

                  ” انگلیس و آمریکا برای نابودی ایران


                                   ”بخش دوم

 

                                     ” پیش از سخن

 

1- هم میهنان دلبندم ! دوستان ارزشمندم ! و خوانندگان دانشمندم !

وارونه آن چه آخوند روحانی – رییس جمهور ایران – با مردم پیمان بسته بود ؛ پول ملی ایران – یعنی ریال – در دنباله روند فروپاشی پیشین و تنها در یک ماه گذشته ، نزدیک به دوازده درسد از ارزش خود را از دست داد و نشانه ها نشان می دهد که درآینده نزدیک بیش از این نیز ارزش خود را از دست خواهد داد  و می رود تا کمر خمیده مردم ایران را زیر بار تهیدستی بشکند . در میان همین جستار از این سیاهی و تباهی می نویسم ولی نخست از خوانندگان تازه پیوسته به تارنما (وب سایت) می خواهم تا جستار ” پاسداری از ارزش پول ملی آرمان ملی ، گرانی ارزهای بیگانه زیان گرانبار ملی ” ، نوشته شده در نشانی پیشین تارنمای ” برشاخسار سخن ” ، به تاریخ 1393/5/25 خورشیدی را بخوانند و دیگر هم میهنان را به خوانش آن و تلاش برای پاسداری از ارزش پول ملی فرا بخوانند .

نشانی پیشین تارنمای ” برشاخسار سخن ” :

payam-chanoun.blogfa.com

2- هم میهنان گرامیم !

دزدان دیروز و دشمنان پرزور که در گذشته های دور و نزدیک سرمایه های ملت ایران را از ایران می ربودند و در بانک ها و زرادخانه های انگلیس ، آمریکا و حتا روسیه انبار می کردند و به این بسنده نکرده ، ته مانده دارایی ایران و ایرانی را با فریب ، روانه کشورهای امارات و قبرس می کردند ؛ اکنون با فریبی فریبنده تر و از راه شبکه های ماهواره ای با چندین بهانه ، از جمله خرید خانه و گردشگری (توریسم) ، سرمایه ها و پول های مردم دردمند ایران را روانه ترکیه ، انگلیس ، آمریکا ، آفریقای جنوبی و … می کنند . به تبلیغ های بی شرمانه شبکه های ماهواره ای بنگرید !. کارفرمایان (مدیران) این شبکه ها – مانند جم و … – آن اندازه بی شرم و ایران ستیز هستند که حتا نام شبکه ها را نیز به زبان بیگانه بر می گزینند . (gem = در زبان انگلیسی به معنای مروارید و گوهر است) . خواهش من از شما این است که از این گفته ها و سفته ها ،  فریب نخورید و پول خود را در کشور خویش گردش دهید نه در سرزمین بیگانگان .

اگر زنده باشم ؛ درباره کنش ایران ستیز این شبکه ها خواهم نوشت .

3- دوست ارزشمند – جناب پور شیدا – به شیوه همیشگی و مهر و دلدادگی ، دو دوبیتی زیبا سروده و پیامک کرده اند . هر دو سروده را به گزارش زیر پیشکش می کنم :

 

                                به  دیر، فصل پاییزی فریباست

                                نوای بارش باران چه زیباست !

                               غروب و موج و باران جلوه گاه

                               دو چشم نکته بینی که شکیباست

                                                و

                                  نهاده تیر مژگان را به ابرو

                                  کمند زلف افشانده به هر سو

                                   شبیخونی زده بر پور شیدا

                                  سیه روزم نموده آن سیه مو

                                                              ( پور شیدا )

 

                                               ”  سخن “

 

در پایان بخش نخست گوشزد شد که دولت پلید بریتانیا با برنامه هایی چونان برنامه (طرح) “برنارد لوییس” ، بر آن است تا استوارترین سد راه چپاول ملت ایران و دیگر مردم خاور میانه – یعنی فرهنگ خوش بنیاد پارسی – را از میان بردارد و به دست نابودی بسپارد . این دولت ، بر پایه سفارش کارشناس خود – برنارد لوییس صهیونیست و آنگلوساکسن نژاد – چند راهکار را برای این خواست شوم ، در پیش گرفته است .

دولت سیاه و اهریمن نهاد آمریکا نیز ، درست همانند دولت سیه روی انگلیس ، فرهنگ توانمند ایران را بزرگترین سد پیش روی فروپاشی (تجزیه) ایران ارزیابی کرده و بر آن است  تا برای فروپاشی ایران ، نخست فرهنگ ایران را از هم فرو پاشد .

آنها برای فروپاشی فرهنگ ایران ، چند راهکار را برگزیده اند که یک به یک آنها را به گزارش زیر ، پردازش(شرح) می کنم :

1- فروپاشی منش (اخلاق) و گسترش دروغ ، پنهان کاری و ضد ارزش ها در فرهنگ و هنجارهای همگانی مردم ایران زمین .

فرهنگ هر ملت و هر مردمی از دو بخش پدید آمده است .  یکم = ارزش و دوم = هنجار . ارزش به آن گزینه های فرهنگی گفته می شود که مردم به آن باور دارند ، آنها را ارج می نهند و گرامی می دارند . بسیاری از ارزش ها جهانی هستند . مانند : راستی ، درستی ، پارسایی ، پاکدامنی ، خداپرستی و …   . هنجار به رفتارهای همگانی مردم گفته می شود که مردم در برآیند گذر و گذار روزگار به آن خو کرده اند . این هنجارها خود دو گونه هستند . یا همسان و هماهنگ ارزش ها هستند و یا در پاد (ضد) ارزش ها هستند . مردمی خوشبخت و بزرگ هستند که هنجارهای آنان برپایه و همسوبا ارزش های پذیرفته شده انسانی باشد . نا همسانی و ناهمگونی ارزش و هنجار را ،

“نابهنجاری” می گویند .

به زبان ساده تر، نابهنجاری یعنی این که هنجارها و رفتارهای همگانی ؛ هماهنگ ، همسو و بر پایه ارزش ها نباشد . بر پایه همین رویکرد جامعه شناسانه و در پیامد پژوهش های گسترده جامعه دانشگاهی ایران و جهان  ،

  تهیدستی  ،

 بدترین و ویرانگرترین شوند (علت) فروپاشی منش (اخلاق) و گسترش نابهنجاری است .

در پیامد از ارزش افتادگی پول ملی – که اکنون 38 سال است مانند خره به جان مردم ایران افتاده است – هر روز و هر ماه ، بیش از پیش بر تهیدستی مردم ایران افزوده می گردد و در برآیند (نتیجه) همین تهیدستی است که هر روز و هرماه و بیش از پیش دروغ و گونه های گوناگون هنجارگریزی در میان ما ایرانیان گسترده می شود .

دشمنان ایران و مردم ایران ، در فراسوی دو آقیانوس آرام و اتلس ، بیش ازچهل سال است که برای فروپاشی اخلاق در میان مردم ایران برنامه ریزی کرده اند و راهکارهای برگزیده را یا پیموده اند و یا برآنند که بپیمایند .

با این برنامه دشمنان ودرد فراگیر ، من از شما می پرسم چرا جناب آخوند روحانی – که اکنون بر پشت میز ریاست جمهوری نشسته است – در خرداد 1393 خورشیدی برای … مردم ایران  از پاسداشت خوی و منش کهن بنیاد ایرانی (اخلاق در ایران)  و پاسداری از ارزش پول ملی ایران دم می زد و سخن می گفت ولی در پیامد برنامه های او و بانک مرکزی جمهوری اسلامی ، پول ملی ما ایرانیان در همین یک ماه گذشته ، نزدیک به دوازده درسد دیگر از ارزش خود را از دست داد و به همان اندازه پول ها و ارزهای بیگانگان و دشمنان ایران – از جمله ارزهای دلار امریکا و پوند انگلیس – برای ما ایرانیان گران تر و سنگین تر شد ؟

هم میهنان ارجمند ! ایرانیان ارزشمند !

در برابر فروپاشی پول ملی ما ایرنیان خاموش ننشینید . برای پیشگیری از فروپاشی بیشتر ریال ایران ودر چارچوب قانون ، هر آن چه می دانید بنویسید و هر آن چه می توانید انجام دهید . چرا که بی ارزش شدن پول ملی ، تهیدستی و تهیدستی ، نابهنجاری و پاد (ضد) ارزش می آفریند و خوی و منش ایرانی و ایران را بر باد می دهد .

اگر این سفارش بنده ناچیز را نپذیرید و به کار نبندید ؛ درست در هنگامی که دشمنان ایران برای نابودی ایران و فرهنگ زیبا و کهن سال آن ، سرگرم گسترش تهیدستی ، فقر، هنجارگریزی فرهنگی ، نابهنجاری و فروپاشی اخلاق در ایران هستند ؛ شما خاموش نشسته و تماشاگر پیروزی دشمنان ایران هستید . زبانم لال اگر چنین شود ؛ شک ندارم که در آینده ، فرزندان و آیندگان ما و شما ، شما و نسل ما را به باد سرزنش و ناشایستگی خواهند گرفت .

این بنده ناچیز با همه گرفتاری ها ، تهیدستی ها ، بیماری ها ، دشمنی ها و … ، در گوشه کلبه خاموش و غمگین خویش نشست ؛ فریاد زد و هر آن چه از دستش بر آمد انجام داد . بر این باورم که این تلاش از چشم فرزندان و نسل های بهین هوش و هنگامه آفرین (نابغه) شما در آینده پنهان نخواهد ماند .

اگر ادبیات و فرهنگ ایران را از باستان تا روزگار کهن واکاوید ؛ به گزینه های چشم نواز و دلنشینی چون مردانگی (فتوت) ، از خودگذشتگی ، راستی ، دارایی و دانایی بر می خورید ولی اکنون دروغ و نابهنجاری فرهنگی ، فراوان ، در میان ما به چشم می خورد . اگر می پندارید که نگارنده اشتباه می کند ؛ در بخش آینده ، گواه (دلیل) و گواهی هایی (اسنادی) را رو می کنم و باز گو می گویم که همه آنها نشان دهنده و گویای گسترش بی اندازه دروغ در میان ماست . گزینه ای که همه پیامبران آسمانی – از جمله پیامبر اسلام (درود خدا بر او و  خاندان پاکش) – به پرهیز از آن سفارش فرمودند ولی با اندوه و درد ، بیشتر ما اکنون به آن گرفتاریم .

در این جا بر خود بایسته می دانم که سپاس بی پایان خویش را به زنان و مردانی پیشکش کنم که پس از خواندن جستار” پاسداری از ارزش پول ملی آرمان ملی ، … ” بی درنگ با رایان نامه (ایمیل) جناب روحانی نامه نگاری کردند و پیامد های فروریزی ارزش ریال را به او گوشزد کردند . اینان قهرمانانی هستند که به گمان نگارنده در سخت ترین دوران تاریخ ایران خاموش ننشستند و فریاد میهن خواهی خود را بلند کردند . اگر زنده باشم ؛ نام تک تک آنها را در نگاشته (پست) آینده این جستار خواهم نوشت . انگار و پنداشت نگارنده این است که نام این قهرمانان در آینده های ( دور و یا نزدیک ) ایران بلند خواهد شد و من از خدا می خواهم تا این نام ها هر چه بیشتر بلند آوازه گردند .

به خواست خداوند توانا ، دنباله این جستار در بخش آینده خواهد آمد .

 

                                            ” پس از سخن”

 

در یک پسینگاه زیبا و پاییزی همین آذر ماه گذشته ، کنار باغچه و گل های سرای پر بلای خویش نشسته بودم . ناگه یک دو بیتی بر دلم نشست و بی درنگ یک غزل شد .

این غزل را به خوانندگان هنرمند و هنر دوست خویش پیشکش می کنم :

 

                                   دلم ، تا  خریدار  دلدار  شد

                                  چو منصور خوبان سر دار شد

                                  سحر گه ،  پگاه  نگاه  دلم

                                  زآشوب مستی چو بیدار شد ؛

                                از آن رو که روز ازل زاده شد

                                 به  سان  قدم  تا  بر  یار شد

                                  ز آن  مریم جان  و  الهام نام

                                 غروب نگاهم  به  دیدار  شد

                                 ز یغناب تاجیک  تا  شهر ری

                                 به شمران تهران  خریدار شد

                                شگفتا ازاین فصل پررنگ وزرد

                                چرا  این  دوبیتی غزل وار شد ؟

                                هویدا  دلم ، چون تو  پیدا  دلم

                                 ز دست دلم ،بین، دلم خوار شد

                                چو لیلا دلم ، چون تو شیدا دلم

                                زغم ها ، غمی بر غمم  بار  شد

                              زدکتر شمیسا سخن ها شنیدم ولی

                               میان دلم ، داد وبه ها  پدیدار  شد

                               سخن ها سرودم به پنهان خویش

                                سر انگشت من هم گهر بار شد .

                                                                 ( پیام قانون )

 

گزارش واژگان :

 

1- دیر = به زبر (فتح) ” د ” و تشدید ” ر ” -  نام شهری بندری در جنوب ایران ،  نشسته بر کرانه دریای پارس – در شمار استان بوشهر و زادگاه نیاکانی نگارنده است .

2- ازل و ابد = افزون بر چم (معنای) واژگانی  ، در فرهنگ پارسی در چم فلسفی هم کاربرد دارند .

3- دکتر شمیسا = نویسنده و استاد بازنشسته دانشگاه علامه طباطبایی .

4-داد و به =  دکتر دادبه – حافظ شناس پر آوازه و استاد پیشین دانشگاه علامه طباطبایی .

 

          پاینده پارسی ، پاینده ایران ، این مرز پر گهر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گزارش و پردازش یک پشت پرده از سیاست شوم انگلیس و آمریکا برای نابودی ایران 1

   

 

              گزارش و پردازش یک پشت پرده از سیاست شوم

                    ” انگلیس و آمریکا برای نابودی ایران

 

                                    ” بخش یکم

 

                                                پیش از سخن

 

1-روزهای سوگواری پیشوای آزادگان – امام حسین (درود خدا) – را به همه هم میهنان و آزادگان گیتی تسلیت ، و زادروز کورش بزرگ را به همه ایرانیان و پارسیان پارسای جهان خجسته باد می گویم .

 

2- هم میهنان ارجمندم !

دست ساخته پلید انگلیس دغلباز یعنی داعش اهریمن نهاد ، دارد تبهکاری های خود را هر روز و گام به گام پیش می برد . به اندازه گام های داعش نیز، دولت های ددمنش انگلیس و آمریکا با نشان دادن دشمنی دروغ بنیاد (ظاهری) با داعش ، می کوشند تا اندیشه ملت های خاور زمین را بفریبند .

چرا خاموش نشسته اید؟ به کم می توانید در جهان نت بنویسید و بر پاد (ضد) این غده سرطانی افشاگری کنید . شما آیا می دانید همتباران کرد ما در کوبانی سوریه و موصل عراق چه روزگاری دارند؟ اندکی خود را به جای آنها بیانگارید .

 

3- دوست پربها و یار باوفا – جناب پور شیدا – بر پایه روش دیرین و چون بار پیشین ، غزلی چونان غزال ، زیبا ، سروده و به نگارنده پیامک کرده اند که در این جا پیشکش می کنم .

 

                                         زندگی خوابی،خیالی بود و رفت

                                          آرزوهایی ، محالی بود و رفت

                                         گرچه با شادی و یا رنج وعذاب

                                        عمرسد گویی که سالی بود ورفت

                                          کوله باری  از  غبا ر خاطره

                                          بر تن خسته ، وبالی بود ورفت

                                         در کشاکش های سخت روزگار

                                         چاره با فرزند زالی بود و رفت

                                          قصه  انکار  و  اثباتی  مدام

                                         آن همه ، قیلی و قالی بود و رفت

                                         شوق  پرواز دلی  در  سینه ای

                                         بی نیازاز جفت بالی بود و رفت

                                         پور شیدا در غل و زنجیر تن

                                          کشته روز وصالی بود و رفت

 

                                                                      ( پور شیدا )

 

                                                         ”  سخن  “

 

سخنم را با این پرسش آغاز می کنم ؛ ایران چه دارد ؟ اگر بخواهیم ازدوران کهن یعنی از روزگار جمشید ، کورش ، داریوش ، یعقوب لیث ، شاه اسماعیل سامانی ، نادرشاه  و ….. تا کنون به کشور ایران بنگریم ؛ پنج ویژگی برجسته ، چشم هر جستجوگر نکته بین و پژوهشگر متین را به خود خیره می کند . این ویژگی ها را به گزارش زیر برمی شمارم .

 

1- ایران دارای فرهنگی با پیشینه بسیار پربار است . تا کنون هیچ فرهنگی نتوانسته است این فرهنگ کهن تبار و زیبانگار را نابود کند و یا بر زمین زند .

2- ایران ازنگاه جغرافیایی دارای دو ویژگی است .

الف = نزدیک به همه گونه های آب و هوایی در کشور پهناور ایران یافت می شود . این ویژگی می تواند اقتصاد بسیار توانمندی را پدید و به دید آورد .

ب = ایران در قلب و میانه جهان نشسته است . ایران چهار راه میانی جهان است .

این دو ویژگی جغرافیایی بسیاری از کشورهای جهان را نیازمند همکاری ما ایرانیان می کند .

3- ایران ، کشور پرورش مغزهای پرهوش و جوش است . این مغزهای بی مانند ریشه در تبار آریایی دارند . یا پارس هستند . یا پارت هستند و یا ماد .

4- ایران دارای انبارهای (ذخایر) زیر زمینی و بسیار گسترده و گران بهای  طلا ، مس ، گاز ، نفت ، فولاد و … است .

5- ایران از نگاه انگیزه های گردشگری ، یکی از بهترین و توانمند ترین کشورهای جهان است . از این نگاه در شمارده کشور برتر جهان است .

همه این ها توانسته و می تواند از ایران ، پر توان ترین امپراتوری جهان را پدید آورد . 

 

همه این ها ، شوندی (علتی) بود تا چشم اروپای تازه از نادانی و سده های میانی (قرون وسطا) رسته و به شهرآیینی (تمدن) نوین رسیده را با رهبری بریتانیا و روس به ایران خیره کند . همین نگاه خیره ، انگیزه ای شد تا این دو دولت پلید ، یکی از واپسین پادشاهان ایران پرست و ایرانی نژاد – که دل در گرو گسترش شکوه ایران باستان داشت – یعنی زنده یاد شاهزاده خسرو خان (لطف علی خان) زند را ، با آن همه سلحشوری ، شایستگی و زیبایی ، بر باد نابودی و بال بی سودی بگذارند و در پی آن ، با فریب فرماندهان سلحشور و جهان گشای ایران ، مغول زاده ای زنباره و ناشایست ، یعنی فتح علی شاه قاجار، را بر تخت پادشاهی ایران بنشانند .

 

در این جا بر خود بایسته می دانم و شایسته می یابم  تا  با یادکردی از پایداری ها و همراهی های مردم کرمان ، فارس و بوشهر – و به ویژه جان فشانی های مردم کرمان – برای پاسداری از پادشاهی زندیان ایرانی تبار، یاد آن همه سلحشوری و آزادگی مردم این سه استان را درآن روزگار گرامی بدارم .

 

مرگ شاه زاده و پادشاه جوان ، ایران مهر و ایرانی نژاد زندی نقطه پایانی بود بر شکوه و بزرگی ایرانیان وآغازی تلخ و سخت بود بر واپسگرایی فرهنگی و سیاسی ایران و ایرانی . چرا که نزدیک به سد و پنجاه سال ، ایران و ایرانی در زیر یوغ زمامداران ناشایستی بود که تلاش برای تهیدستی و کوشش برای ناآگاهی مردم را بهترین راهکار برای پایداری فرمانروایی خود می دانستند . دنباله همین واپسگرایی بود که چشم آز(طمع) دولت های اهریمنی روس و انگلیس را بیش از پیش به سوی ایران خیره کرد .

 

در میانه اوج همین آزخواهی دشمنان ایران و غارت ایرانیان بود که دولت پلید و سیه کار انگلیس دریافت ؛ هستی و هویت فرهنگی ، فرهنگ پربار، تاریخ درخشان و شکوه رخشان ایران کهن ، ستبرترین سدی است که راه استعمارهمه جانبه ایران را بر انگلیس می بندد .

 

شما هم میهنان گرامی !

اگر از دور به تاریخ ایران نگاهی بیافکنید ؛ در می یابید که از میان 2800 سال گذشته ، نزدیک به دو هزار و دویست (2200) سال ، ایران ، یا امپراتور یکه تاز و پرجاه وناز جهان بوده است و یا به کم در اندازه یکی از دو یا سه امپراتوری برتر جهان خود را نمایان کرده  است .

 

 این همه پیشینه و بیشینه را نمی توان آسان و یکجا از میان برد.

 

یک انگلیسی اهریمن نهاد به نام “برنارد لوییس” – برنامه ریز (طراح) فروپاشی (تجزیه) ایران و پدید آوردن خاورمیانه نوین – در یک سخنرانی به تاریخ 18 ژانویه 1999 در بنیاد “موشو دایان” دانشگاه تل آویو ، درباره تاریخ ایران می گوید :

“در دو هزار سال گذشته هیچ کشورگشا و یا نیروی بیرونی نتوانسته است بر زبان و فرهنگ ایرانی اثرچندانی بگذارد . این پدیده ، یکی از نشانه های فرهنگ برتر است و فرهنگ برتر همیشه بر فرهنگ فروتر چیرگی یافته است”1

 

برنارد لوییس – که یک انگلیسی شوم و یک صهیونیست اهریمن است – فرهنگ ایرانی را ، برای استعمار و سود جویی (منافع)  باخترزمین (غرب به رهبری انگلیس و آمریکا) یک سد ستبر و استوار و یک پدیده خطرناک  ارزیابی می کند و می گوید :

“تنها راه رویارویی با چنین فرهنگی ، نابود ساختن آن است”2

 

هم میهنان گرامیم !

جان سخن همین جاست . انگلیس و کارگزار سیاه نهادش – برنارد لوییس – فرهنگ ایران را ، برای سود و سودجویی استعمارگرانه خویش ، خطر ارزیابی می کنند و به نابودی فرهنگ ما می اندیشند .

 

خوانندگان همیشه همراه و با وفا !

در دو یا سه گزیده نگاشت(پست) آینده ، راهکار های کارشناسانه آنان را برای نابودی ایران و فرهنگ ایران ،  گزارش و روش رویارویی با آنها (از نگاه بنده و نگارنده) برای هم میهنان میهن پرست پردازش خواهم کرد .

 

در پایان این گزیده ، غزل بسیار زیبایی را که هم میهن سخن پرداز و سرآینده خوش ساز- جناب صهبای بیدگلی – چندی پیش برای تارنمای “بر شاخسار سخن” فرستادند ؛ پیشکش می کنم .


 

                                   “کارما ازمی به سامان می رسد”
                            کارما ازمی به سامان می رسد، میخانه کو

                            شب گذشت از نیمه،ساقی رابگو”پیمانه کو”

گو سلیمان نبی با آن همه حشمت کجاست

                            آن مقام و تاج و تخت و خانه و کاشانه کو

                            در کنار شمع تو، گرجان دهم طعنه مزن

                             با من مسکین  بگو”شمع تورا پروانه کو”

                            از جنون عشق تو، سردر بیابان  می نهم

در میان خیل مستان عاقل  و فرزانه  کو؟

کاخ سلطانی نباشد ،  خانه عشق وصفا

                            گنج سلطانی اگر خواهی ، بگو”ویرانه کو”

                            از فراق یار خود هرکس   مثالی می زند

                             یارشیرین من  و آن نرگس مستانه  کو ؟

                            هرکه با ما می بنوشد؛محرم اسرارماست

درمیان عاشقان با می یکی بیگانه ، کو ؟

گه  تبسم  می کنی ؛ تا دردلم  جا وا کنی

ای رفیق غارما ! آن خنده ی رندانه کو ؟

هرکجا پا می نهی ؛ مجلس به نام  او بود

محفلی ،  دیگر، شبیه محفل جانانه کو  ؟

با تومی گوید سخن”صهبا” دراین گردون دون

فرق  بین  مسجد و میخانه  و بتخانه  کو ؟

 

                                                                    ( صهبای بیدگلی )

 

سرچشمه ها  :

1-http://gkon.files.wordpress.com/2011/05/bernard2blewis.gif?w=674&h=447

Kramer, Martin (1999). “Bernard Lewis”. Encyclopedia of Historians andHistorical Writing -2

     Vol. 1. London: Fitzroy Dearborn. pp. 719–720

                                   

 

                                          پاینده ایران ، این مرز پر گهر 

 

 

 

طراحی و اجرا شده توسط شرکت پارس گستر