گزارش و پردازش یک پشت پرده از سیاست شوم انگلیس و آمریکا برای نابودی ایران 3

 

           گزارش و پردازش یک پشت پرده از سیاست شوم

                ” انگلیس و آمریکا برای نابودی ایران


                                  ”بخش سوم

 

                                     ” پیش از سخن

 

1-  بسیار دوست دارم تا از گرفتاری هایی سخن بگویم که چونان زنجیرهایی آهنین بر دست و پای زندگی آدمی سنگینی می کنند . زنجیرهایی که انسان هر اندازه هم پایدار و پر تلاش باشد ؛ باز هم جان و جهان او را به یغما می برند . این گفتار را به هنگامه ای دیگر وا می گذارم .

ولی در این روزگاری که بیشینه مردم یا غم نان دارند و یا بیم جان ( ویا هردو با هم ) کسی هست و کسی را می شناسم که رها از هر گونه وابستگی و بستگی ، دل در گرو فرهنگ دارد و بینا به پیامدها و برآیندهای کنش ادبی ، خود را در برابر مردان و مردمان خامه پرور مسوول می داند .

جناب محمد حسین سعد آبادی ( پور شیدا ) را می گویم که در گیر و دار گرفتاری ها ، دست از دامان شعر بر نمی دارد و از آسمان دل بر خامه او در دری می بارد . در پیوند با ” بر شاخسار سخن ” ایشان تنها کسی هستند که همواره دغدغه دارند و همیشه سخنانی بر آمده . امید دارم و آرزو می کنم که این ویژگی پر بها در نهاد پرداد او به گونه ای بیش از پیش و روزافزون ، فزونی یابد .

به همین انگیزه دو دوبیتی تازه سروده ایشان را به گزارش زیر پیشکش می کنم :

                                فلک بنموده  دور از آشنایم

                               چو نخلی که ز نخلستان جدایم

                                کنار برکه ، تنها ، پور شیدا

                              زسعد آباد و نخلش می سرایم

                                                   و

                             بسوزد عاشقی، کاتش به جان زد

                            به تار و پود و هم روح و روان زد

                              بسوزد  کو  امان از  پور شیدا

                             ربود و آتشش  بر خان و مان زد

 2- در خور آگاهی آن دسته از دوستانی که شماره خود را از راه نت به بنده داده اند ؛ این که ، گوشی همراه بنده را ربوده اند . به همین شوند شماره بیشینه دوستان را از دست داده ام . بنابراین خواهش دارم تا شماره خویش را دوباره به شماره نگارنده – 09172362232 – پیامک فرمایند .

 

                               ” سخن “

 

پیش از این گفتم که دروغ و هنجارگریزی در میان ما ایرانیان بیداد می کند و هستی ما را بر باد می دهد . اگر می پندارید چنین نیست ؛ پس این همه سزا دهی ( جریمه یا مجازات ) برای قانون گریزی های راهنمایی و رانندگی برای چیست ؟  اگر این گونه نیست ، پس این همه کشت و کشتارها در خیابان ها و جاده های ایران برای چیست ؟ اگر این گونه نیست ، پس نزدیک به هفت ملیون پرونده دادخواهی در دادگستری ها ، دادگاه ها و دادستانی های ایران برای چیست ؟ . هیچ می دانید از نگاه این آمار- یعنی آمار پرونده های دادخواهی – ایران ، در دو یا سه سال پیش ، پیش از کشور چین (با یک میلیارد و سیسد ملیون مردم)  در جایگاه نخست جهان بود ؟ … اکنون چه جایگاهی دارد ؟؟؟؟؟ !!!!!!  …       .

به یاد دارم در یک برنامه از سیمای جمهوری اسلامی ، کارفرمای (مدیر) آتش نشانی استان تهران می گفت : ” از هشت هزار زنگ و گفتگوی تلفنی ای که در شش ماهه نخست سال (سال 1386 خورشیدی) با آتش نشانی استان تهران رخ داده است ؛ هفت هزار تای آن زنگ ها و خبر رسانی ها درباره آتش سوزی ، دروغ ، بیهوده و بی بنیاد بوده است ” . اگر می پندارید ایران گرفتار هنجارگریزی نیست ؛ این همه آمارهای سرسام آور دزدی و رانت خواری برای چیست ؟ . هیچ به یاد دارید که جناب آخوند هاشمی رفسنجانی درباره سرنوشت نزدیک به هشتسد میلیارد دلار درآمد ایران از نفت در هشت سال کارفرمایی جناب احمدی نژاد بر دولت ایران ، چه گفت ؟ ؟ ؟ ؟ !!!!!  …..                  .

و……….. و …………… و …………….. و ………..و …….     .

هم میهنان گرامی !

منش (اخلاق) در میان ما ایرانیان از هم فروپاشیده است . هر گاه دولتی ، هر سال و حتا هر ماه و هر روز بیش از پیش بر نقدینگی بازار ، بر بی ارزشی پول ملی ، بر بها و ارزش پول بیگانگان و دشمنان و ارج ارزهای بیگانه می افزاید ؛ بی گمان مردمی که زیر زمامداری آن دولت زندگی می کنند ، دست به گریبان تهیدستی و بیچارگی ، به ناچار به نا به هنجاری و رفتارهای بیرون از منش روی خواهند آورد . پس نا خودآگاه نه زندگی که بندگی می کنند .

هم میهنان ارجمندم !

این دام را ،  دشمنان ایران ، برای ایران و ایرانی نهاده اند و تنیده اند . این خواست و آرزوی دشمنان ایران بود که منش و اخلاق در میان ما از هم فرو بپاشد . پس بر ماست تا با نگاه به این رویداد تلخ و درد انگیز ، سه راهکار زیر را در پیش گیریم با این امید که در آینده ، فرزندان ما ، چونان ما نگویند : ” از ماست که بر ماست ” . این سه راهکار به گزارش زیر است :

1- تا می توانید در برابر از ارزش افتادن پول ملی پایداری کنید و بر سر کارگزاران این پدیده ایران سوز فریاد بزنید . فریاد رسای خود در این زمینه را تا به آسمان برسانید .

2-بکوشیم تا فرآوری (تولید) در کشور گسترش یابد و هر گاه این روند در کشور از کنش باز ایستاد ؛ خاموش ننشینیم و فریاد آن را بر سر کسانی بر آوریم که زمینه مرگ فرآوری ملی را فراهم می کنند .

3- تا می توانیم از فرآورده های ایرانی خرید کنیم نه از فرآورده های بیگانه چونان چینی و ….    .

4- تا می توانیم برای پایبندی به پارسایی ، منش کهن ایرانی  و پرهیز از دروغ  در میان ایرانیان -  به ویژه در کانون خانواده و خانواده های ایرانی – بکوشیم و هر روز، بیش از پیش آن را در میان خود گسترش دهیم .

خوانندگان نکته سنج و میهن پرست !

در پدید آمدن هستی (هویت) ملی یک ملت و یک کشور ، هیچ آخشیجی (عنصری) مانند زبان ، بسزا و نقش آفرین نیست . زبان پارسی هماره توانمند ترین آخشیجی بوده است که تا کنون توانسته است از هستی ملی ما ایرانیان پاسداری کند . در این زمینه ما ایرانیان بیش از هر کس ، وامدار فرزانه سترگ توس – حضرت والا جناب فردوسی – هستیم . من نمی توانم مهر بی مانند درون و دل خویش را به این فرزانه بی همتا پنهان کنم . هر آن چه همه دشمنان ایران در همه دوره ها و برهه ها نتوانستند تا زبان پارسی را نابود کنند ؛ فردوسی بزرگ یک جا و تنها توانست تا زبان ما – و بهتر از آن بگویم ، هستی ما را – پاس بدارد .

دوستان میهن پرستم !

دشمنان ایران و گروه پلید برنارد لوییس با هدف فروپاشی (تجزیه) ایران و برای نابودی آرام آرام هستی (هویت ) ملی ما ، دومین راهکار را آسیب زدن به فرهنگ و نابودی زبان  پارسی  بر گزیده اند . برای این راهکار نیز چند دستور زیر را پیشنهاد کرده اند و اکنون که نگارنده دارد این نوشتار را می نویسد ، سال هاست که برای انجام درست و بی خرده این دستورها می کوشند . دستور کارهای آنها برای راهکار دومشان -  یعنی تلاش آرام برای نابودی زبان پارسی – به گزارش زیر است :

1- در بوق و کرنا دمیده اند و می دمند که گویش های فراوان و به جا مانده از پارسی باستان و حتا پارسی پهلوی (پارسی میانه یا پارسی روزگاراشکانیان و ساسانیان) مانند گیلکی ، مازنی ، تالشی ، لری ، لاری و … زبان هستند نه گویش . نگارنده خود از سی و اندی سال پیش به این سو بارها و بارها ار بی . بی . سی اهریمن و صدای پلید آمریکا به گوش خویش شنیده ام وبه چشم خویش دیده ام که این رسانه ها و دیگر رسانه های پیشکار بیگانگان برای زبان نامیدن این گویش ها چه کوششی می کنند ؛ حال آن که بر بنیاد دانش زبان شناسی همه این گویش ها ، گویش هایی برآمده از زبان پارسی هستند و در جایگاه زبان نیستند . این را بنده نمی گوید . پایه های بنیادین دانش زبان شناسی همگانی می گوید .

هم میهنان ارزشمندم !

هیچ می دانید درباره زبان پارسی – این به ظاهر پارسی زبانان – چه جنایت و چه دشمنی می کنند و شما (بر بنده ببخشایید که این را می گویم) یا نمی دانید و یا می دانید و خاموش مانده اید ؟

با نگاه به ارجی که نامهای پشتیبانان پاسداری از ارزش پول ملی (کسانی که به پیشنهاد بنده ، به تارنمای جناب روحانی رایان نامه (ایمیل) فرستادند و فریاد رسای خود را در نگهداشت و پاسداری از ارزش ریال ایران به وی یادآوری کردند) ، دارا هستند ؛ نام های یکایک آنان را در یکی از بخش های آینده جستارمی آورم تا شاید بهتر بتوانم وام خویش را به آنان بپردازم .

 

                             اگر زنده باشم ؛ دنباله جستار در بخش آینده

                                   پاینده باد ایران ، این مرز پر گهر

 

108 Responses to گزارش و پردازش یک پشت پرده از سیاست شوم انگلیس و آمریکا برای نابودی ایران 3

  1. محمد حامد می‌گه:

    درود استاد فرزانه و دلسوز
    از گزارش آمیخته به سرایش استاد پورشیدا بسیار سپاسگزارم.
    خداوند هم جنابتان را و نیز حضرت استاد پورشیدا را تندرستی و شادکامی عطا بنمایاد.
    می پندارم با همدلی و هم یاری می توان به همه آرمان ها و آرزوها رسید.

  2. ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﻡ ……….
    ﺍﺯ ﻣﻦ ﺩﻭﺭ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﺩﺳﺖ ﻫﺎ ﺑﻨﮕﺮﻡ !
    ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﻡ ﻧﺮﻓﺘﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻧﺖ ﺭﺍ ﺁﺭﺯﻭ ﮐﻨﻢ !
    ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻧﺖ ﺍﺯ ﭘﺎﯼ ﺩﺭ ﺁﯾﻢ !
    ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﻧﺎﭘﯿﺪﺍﯾﯽ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﭘﯿﺪﺍﯾﯽ …
    ﺍﻟﻬﯽ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺟﻮﯾﺒﺎﺭ ﺭﮒ ﻫﺎﯾﻢ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﺩﺍﺭﯼ !
    ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﻧﻔﺴﻬﺎﯾﻢ ﺟﺎﺭﯼ ﻫﺴﺘﯽ !
    ﺩﺭ ﺷﮕﻔﺘﯽ ﻫﺎﯼ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﯼ
    ﻫﺮ ﺗﭙﺶ ﺩﻟﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ !
    ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﻨﯽ ، ﺩﺭ ﺩﻝ ﻣﻨﯽ ،ﺩﺭ ﺟﺎﻥ ﻣﻨﯽ ………….

    ﻧﺎﺯﻧﯿﻦ ﺧﺪﺍﯼ ﻣﻦ , ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ، ﻋﺸﻖ ,
    ﺳﻼﻣﺘﯽ ,ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻭ ﻧﯿﮑﺒﺨﺘﯽ ﺭﺍ ﺁﺭﺯﻭ ﺩﺍﺭﻡ .
    ﺭﻭﺯﺗﻮﻥ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺯ ﺍﻧﺮﮊﯼ …

    +++++

    بعضی ها چهره شان خیلی معمولیست،
    اما آنچه در قسمت چپ سینه شان میتپد، دل نیست اقیانوس محبت است؛
    بعضی ها تن صدایشان خیلی معمولیست،
    اما وقتیکه سخن میگویند در جادوی کلامشان غرق میشوی؛
    بعضی ها قد و قامتشان معمولیست،
    اما حضورشان طپش قلب می آورد؛
    بعضی ها خیلی معمولی هستند،
    اما همین معمولی بودنشان از آنها جذابیتی منحصر بفرد میسازد؛
    اینها خاص ترین معمولی ها هستند که تا ابد در دلها جاودانه میشوند، و فراموش کردنشان محال است… محال …..

    +++++

    شاد بودن هنر است
    شاد کردن هنری والاتر
    گر به شادی تو دلهای دگر باشد شاد
    زندگی صحنه ی یکتای هنرمندیِ ماست
    هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
    صحنه پیوسته بجاست
    خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

    شعر: ژالـــه اصفـهـانی

    +++++

    مدامم مست میدارد، نسـیم جعد گیسویت
    خرابم میکند هردم، فریب چـشم جادویت
    اگـر خـواهی که جاویـدان جهان یکسر بـیارائی
    صبا را گـو که بـردارد زمـانی بـرقـع از رویت
    و گـر رسم فـنا خواهی که از عـالـم بر انـدازی
    بر افشان تا فـرو ریزد هـزاران جان ز هر مویت
    مـن و بـاد صبا مسکین دو سرگـردان بی حاصل
    من از افسون چشمت مست و او از بوی گیسویت
    « حافظ »

  3. حمیده می‌گه:

    دلیل عقب ماندگی هنوز جامعه ما همین دروغ گفتن ها و از همه بدتر بدفهمی ها و درک نادرست از نظم و قانون در جامعه از کانون کوچک خانواده گرفته تا موقعیت ها و پست های فراتر است . ما تا خود خویشتنمان را اصلاح نکرده ایم نخواهیم توانست علیه سیاست های شوم غرب و کشورهای استعمار گر به پا خیزیم . بسیاری از ما هنوز معنی درست زندگی کردن را نفهمیده ایم .از گرانی می نالیم اما باز به دلیل چشم و هم چشمی ها و تنگ نظری هایمان تسلیم آن می شویم .

    • admin می‌گه:

      دوست ارجمندم !

      درود فراوان !

      دیدگاه شما از نگاه بنده بسیار درست است استاد گرامی ! .

      از نگاه شما سپاس فراوان دارم .

  4. محمد حامد می‌گه:

    درودی دوباره
    جناب قانون آیا جناب استاد پورشیدا تارنمای این چاکر را دیده اند؟
    اگر آری دیدگاه شان چه بوده است؟

  5. محمد حامد می‌گه:

    شرابی خوردم از دستِ عزیزِ رفته از دستی،
    نمی دانم چه نوشیدم
    که-سیرم-کرده-از-هستی،
    خودم مستُ، غزل مستُ، تمام واژه ها مستند،
    قلم شوریده ای امشب، عجب اُعجوبه ای هستی!
    به ساز من که می رقصی، قیامت می کنی به به …
    چه طوفانی به پا کردی، قلم شاید تو هم مستی؟!؟
    زمین مستُ،
    زمان مستُ،
    مخاطب مست شعرم شد
    بنازم-دلبریهایت!
    قلم،الحق که تردستی.
    فلانی،
    فرق بسیار است، میان مستی و مستی،
    عزیزم خوب دقت کن!
    به-هر-مستی-نگو-پستی،
    تظاهر می کنی اما،
    تو هم از دیدِ من مستی،
    اگر پاکیزه تر بودی،
    به شعرم دل نمی بستی،
    خودم مستُ، غزل مستُ، تمام واژه ها مستند،
    مخاطب معصیت کردی!
    به مشتی مست پیوستی..

    محمد رضا نظری

  6. محمد حامد می‌گه:

    ماهی به آب گفتا ، من عاشق تو هستم ..
    از لذت حضورت ، می را نخورده مستم ..

    آیا تو میپذیری ، عشق خدائیم را ؟..
    تا این که بر نتابی ، دیگر جدائیم را ؟..

    آب روان به ماهی ، گفتا که باشد اما ..
    لطفا بده مجالی ، تا صبح روز فردا ..

    باید که خلوتی با ، افکار خود نمایم ..
    اینجا بمان که فردا ، با پاسخت بیایم ..

    ماهی قبول کرد و ، آب روان گذر کرد ..
    تنها برای یک شب ، از پیش او سفر کرد ..

    وقتی که آمدش باز ، تا این که گوید آری ..
    یک حجله دید و عکسی ، بر آن به یادگاری ..

    خود را ز پیش ماهی ، دیشب که برده بودش ..
    آن شاه ماهی عشق ، بی آب مرده بودش ..

    نالید و یادش افتاد ، از ماهی آن صدایی ..
    وقتی که گفت با عشق ، می میرم از جدایی ..
    ( آرین ایرانی )

  7. محمد حامد می‌گه:

    دوش پیمانه ی غم را که به دادی دستم
    تا سحر خواب نه ؛ زانو به بغل بنشستم
    وعــده دادی کـه به دیـدار بیائی یارا
    آمدی نــو گلم ؛ اما نـگرفتی دستم
    تو فراموش نمودی من و رفتی با غیر
    من همانم ز ازل عهد خودم نشکستم
    موقع ترک نگفتی که چه حالی داری
    کمرم گشت خم و قد کـمانی هستم
    هرچه کردم که فراموش کنم خاطر تو
    جلوه گر شد رخ تو در طلبت بنشستم
    ندائی

  8. محمد حامد می‌گه:

    یک صندلی گذاشته ام جای اسم ماه
    تا تو بیایی وبنشینی به اشتباه

    اما تو باز اول این شعر غایبی
    مثل سکوت، یا کلماتی شبیه آه

    این صندلی خالی را پاک می کنم
    و می نویسم آخر بیت: ایستگاه

    تا باز دست تو بخورد روی شانه ام
    من مرد کور می شوم، این بیت:کوره راه

    این بیت را محاکمه تشکیل می دهم
    با دستبند،می رسم از راه،بیگناه

    تنها به شرط این که تو از حاظران شوی
    من مرد متهم،همه ی بیت: دادگاه

    خود را به تیر باران محکوم می کنم
    حتی به جرم های خودم می شوم گواه

    این بیت، سمت جوخه ی اعدام می روم
    با پای زخم،پیرهن زرد راه راه

    خونم به روسری تو پاشیده میشود!
    این بیت را که با هیجان می کنی نگاه-

    آن وقت توی قبرم بیدار می شوم
    شب،با صدای رد شدن کفش های ماه

    تو می توانی آمده باشی ویک غروب
    برسنگ من گذاشته باشی گل سیاه

    حالا کدام بیت می آیی؟-کدام سطر؟
    حتی به یک بهانه ی کوچک،یک اشتباه

    حالا تو باز آخر این شعر، غایبی
    مثل سکوت،یا کلماتی شبیه آه !

    محمد سعید میرزایی

  9. محمد حامد می‌گه:

    درود استاد گران ارج و وارسته.
    از مهر شما سپاسگزارم.
    از اینکه با پررویی غزل هایی را در تارنمای تان می نگارم پوزش می خواهم. چون خودم از آنها لذت می برم بنابراین دوست دارم دیگران هم آنها را بخوانند و بهره مند گردند.
    بهترین درودها را نثار جنابعالی و حضرت استاد پورشیدا می نمایم و امیدوارم زندگی تان، دمادم، سرشار از خوشی و شادکامی و تندرستی باشد.
    بهار در راه است. فصل مورد علاقه من با اردیبهشت نازنینش که همچون جوانی، عمری کوتاه دارد و در چشم بهم زدنی می آید و می رود…
    دلها را بهاری کنیم که از زمستان طرفی نتوان بست.

    • admin می‌گه:

      دوست ارجمند !

      درود فراوان !

      1- نه پر رویی که کار به جایی می کنید . خوانندگان هم بهره می برند .

      2- سپاس فراوان از شما .

      3- جناب پور شیدا تارنمای شما را خوانده اند . پاسخ را در یک دو بیتی برای بنده فرستاده اند که در پیشگفتار آینده پیشکش خواهم کرد . (اگر زنده باشم ) .

      • محمد حامد می‌گه:

        درود جناب استاد
        از مهر شما و بنده نوازی حضرت استاد پور شیدا بسیار بسیار سپاسگزارم که این چاکر را مورد لطف قرار می دهید.
        برای آگاهی از دیدگاه جناب شان لحظه شماری می نمایم.
        با پیشکش بهترین آرزوها برای همه دوستداران ایران جان.

  10. sarbaz korosh می‌گه:

    سلام جناب قانون مطلبتونو خوندم باید بگم سرنوشت هرمملکتی را مردمانش تعیین می کنند درسته واقعا درسته ما آمار خلاف ودزدیمون آمار بیکاریمون آمار دورزدن های قانونیمون آمار زنگ های بیخودی به118 واورژانس وآتش نشانیمون آمار پایین اومدن فرهنگمون بی ارزش شدن پول ملیمون همه وهمه اینها درسته اما بالغ بر 90درصد این مشکلات خود مردم هستندبا افکار زندگیشون یکی از این زیر شاخه هاشم فقرآگاهی تاریخیشونه چون که نمی دونن تو تاریخ چی بودند والان چی شدند از شاهنامه هم فقط جنگ سهراب ورستمو افراسیاب و اشکبوس خاطرشونه خلاصه بگم اصل ونصبشونو نمی شناسن بگذریم ما تا قیامت همینیم واقعا همینیمفکرنکنم درست بشو بشیم دوست خوبم جناب قانون بنده نیز منتظرتون هستم

    • admin می‌گه:

      درود!

      دوست گرامی !

      سپاس فراوان ولی از دید بنده اگر ما بخواهیم باز می توانیم ایرانی زیبا بسازیم همان گونه که پیشینیان ساختند .

  11. Mavrick می‌گه:

    Just do me a favor and keep writing such trnhncaet analyses, OK?

  12. رنج منتهی به گنج را کسی خریدار نیست …

    اگر برای انجام کاری بزرگ زمان نداری .. بهتر است بی درنگ آن را به دیگران بسپاری …

    کتاب زندگی گذشتگان .. جان تاریک را روشنی می بخشد …

    این جهان سراسر افسانه است جز نیکی و بدی چیزی باقی نیست …

    فرمان ایزد به جهانداران داد و دهش است …

    کسی که به آبادانی می کوشد جهان از او به نیکی یاد می کند …

    آنکه آفریننده و با فر است در این جهان رنج های بسیار خواهد خورد …

    از بزرگان تنها رنجهاست که باقی می ماند …

    جایگاه پرستش گران کوهستان است …

    آزادگان را کاهلی بنده می سازد …

    فرمانرویانی که گوش به فرمان مردم دارند در زندگی جز رامش و آوای نوش نخواهند شنید …

    کسی که بر جایگاه خویش منم زد بخت از وی روی بر خواهد تافت …

    خسروی بزرگتر .. بندگی بیشتر می خواهد …

    ابلیس مانند نیکخواهان پیش می آید .. ابتدا عهد و پیمان می گیرد .. سپس راز می گوید …

    آنگاه که هنر خوار می گردد .. جادو ارجمند می شود …

    دیوان که فرمانروا و دست دراز شدند سخن از نیکی را هم باید مانند راز گفت …

    جز مرگ را .. هیچ کسی از مادر نزاد …

  13. http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/fBpNUVMiUu2l9V9VW4harhLXfciY60hvKb2sduWDTMMcomzNO-BKoA/s/w535/

    http://static5.cloob.com//public/user_data/gen_thumb/n-15-03-9/17/a7f01eb11ce5911a3aeb95a334ace650-425

    +++++

    سر تا پایم را که خلاصه می کنم ، می شوم مشتی خاک …!

    که ممکن بود خشتی باشد در دیوار یک خانه،

    یا سنگی در دامان یک کوه ،

    یا قدری سنگ ریزه در انتهای یک اقیانوس …

    و یا شاید خاکی از گلدان …!

    یا حتی غباری بر پنجره …!

    اما … مرا از این میان برگزیدند برای نهایت

    شرافت

    برای انسانیت …

    و پروردگارم که بزرگوارانه اجازه ام داد به نفس کشیدن

    دیدن … شنیدن … فهمیدن

    و ارزنده ام کرد به واسطه ی نفسی که در من دمید …

    من منتخب گشته ام برای قرب … برای سعادت …

    من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده به انتخاب و تغییر …

    به شوریدن … به عشق …

    وای بر من اگر که قدر ندانم…

    وای بر من اگر که باز ناشکری کنم به خاک …!

    چقدر دیر می فهمیم
    که زندگی
    همین روزهاییست که منتظر گذشتنش هستیم..

    خداوندا نمی دانم

    در این دنیای وانفسا

    كدامین تكیه گه را تكیه گاه خویشتن سازم

    نمیدانم

    نمی دانم خداوندا.

    در این وادی كه عالم سر خوش است و دلخوش است و جای خوش دارد.

    كدامین حالت و حال و دل عالم نصیب خویشتن سازم

    نمی دانم خداوندا..

    دلم گرفته اي دوست! هواي گريه با من

    گر از قفس گريزم، كجا روم، كجا من؟

    كجا روم؟ كه راهي به گلشني ندانم

    كه ديده برگشودم به كنج تنگنا، من

    نه بسته‌ام به كس دل، نه بسته دل به من كس

    چو تخته پاره بر موج، رها، رها، رها، من

    ز من هر آن‌كه او دور، چو دل به سينه نزديك

    به من هر آن‌كه نزديك، ازو جدا، جدا، من!

    نه چشم دل به سويي، نه باده در سبويي

    كه تر كنم گلويي به ياد آشنا، من

    ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه كاهد؟

    كه گويدم به پاسخ كه زنده‌ام چرا من؟

    ستاره‌ها نهفتم در آسمان ابري -

    دلم گرفته اي دوست! هواي گريه با من …

  14. صبا می‌گه:

    سلام استاد گرامی
    شرمنده که شرایط به گونه ای نیست که از مطالب مفید شما استفاده کنم اما امیدوارم همیشه ی ایام موفق و سلامت باشید .و پیشاپیش سالی پراز شادی را برایتان آرزومندم

  15. سرباز کوروش می‌گه:

    سلام دوست خوبم من با داستان زوپیروس به روزم ومنتظر حضورتون هستم.

  16. سرباز کورش می‌گه:

    با سلام خدمت شما ممنونم که سرزدید.

  17. http://aftab-gardoon.persiangig.com/picture/969877_403942909719030_2137329625_n.jpg

    http://digital5040.ir/wp-content/uploads/2015/03/birds.jpg

    +++

    هر چه کنی بکن ولی ،
    از بر من سفر مکن
    یا که چو می روی، مرا
    وقت سفر خبر مکن
    گر چه به باغم ستاده ام
    نیست توان دیدنم
    شعله مزن بر آتشم
    از بر من گذر مکن
    روز جدایی ات مرا
    یک نگه تو میکشد
    وقت وداع کردنت
    بر رخ من نظر مکن
    دیده به در نهاده ام
    تا شنوم صدای تو
    حلقه به در بزن مرا
    عاشق در به در مکن
    من که ز پا نشسته ام
    مرغک پر شکسته ام
    زود بیا که خسته ام
    زینهمه خسته تر مکن
    گر چه به دور زندگی
    تن به قضا نهاده ام
    آتشم این قدر مزن
    رنجه ام این قدر مکن
    یوسف عمر من بیا
    تنگدلم برای تو
    رنج فراق، می کُشد
    خون به دل پدر مکن
    هر چه که ناله می کنم
    گوش به من نمیکنی
    یا که مرا ز دل ببر
    یا ز برم سفر مکن

    +++++

    عاشق عاشق شدن باش …
    دوست داشتن را دوست بدار …
    از تنفر متنفر باش …
    به مهربانی مهر بورز …
    با آشتی آشتی کن …
    و از جدایی جدا باش …

    [گل][قلب][گل][لبخند][گل][رضایت][گل][گل][قلب][گل][لبخند][گل][رضایت][گل]

    [گل][قلب][گل][لبخند][گل][رضایت][گل][گل][قلب][گل][لبخند][گل][رضایت][گل]

  18. موسوی می‌گه:

    آقـا دلــم بـــرای شما تـنـگ می شود

    وقتی غروب جمعه هوا رنگ می شود

    این جمعه های بی تو دلم را شکسته است

    این قلب های بی تـو کـه از سنگ می شود

  19. محمد حامد می‌گه:

    صبا به تهنيت پير مي فروش آمد
    كه موسم طرب و عيش و ناز و نوش آمد
    هوا مسيح نفس گشت و باد نافه گشاي
    درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد
    تنور لاله چنان بر فروخت باد بهار
    كه غنچه غرق عرق گشت و گل بجوش آمد
    به گوش هوش نيوش از من و به عشرت كوش
    كه اين سخن سحر از هاتفم به گوش آمد
    زفكر تفرقه باز آن تاشوي مجموع
    به حكم آنكه جو شد اهرمن، سروش آمد
    ز مرغ صبح ندانم كه سوسن آزاد
    چه گوش كرد كه باده زبان خموش آمد
    چه جاي صحبت نامحرم است مجلس انس
    سر پياله بپوشان كه خرقه پوش آمد
    زخانقاه به ميخانه مي رود حافظ
    مگر زمستي زهد ريا به هوش امد
    *****
    حافظ

  20. محمد حامد می‌گه:

    استادا درود فراوان
    پیش پیش آمدن بهار را فرخنده باد می گویم، هم به شما هم به جناب پورشیدا و هم به تمام بوشهری های گرامی و هم به تمام ایرانیان جان.
    آن دو بیتی زیبای شما را دیرگاهیست با خطی خوش، زیور اتاقم قرار داده ام و این روزها هم زیرلب می خوانمش …

    در این اسفند فروردین گرفته
    نگارا! مهر تو شیرین گرفته
    فدای گام تو گل های نسرین
    که رویت سبقت از پروین گرفته

    درود فراوان به روان زیب اندیش تان.

    • admin می‌گه:

      دوست ارجمند !

      درود فراوان !

      از مهر شما سپاس فراوان دارم . بنده نیز آرزو می کنم و از خداوند بزرگ می خواهم که سال آینده برای شما فرخنده و خجسته باشد .

  21. سکوت منتظر... می‌گه:

    الهی به مستان میخانه ات
    به عقل آفرینان دیوانه ات
    به نور دل صبح خیزان عشق
    ز شادی به انده گریزان عشق
    به رندان سر مست آگاه دل
    که هرگز نرفتند جز راه دل
    که خاکم گل از آب انگور کن
    سرا پای من آتش طور کن
    بیا ساقیا می بگردش در آر
    که دلگیرم از گردش روزگار
    میی ده که چون ریزیش در سبو
    بر آرد سبو از دل آواز هو
    از آن می که در دل چو منزل کند
    بدن را فروزان تر از دل کند
    بیا تا سری در سر خم کنیم
    من و تو،تو و من،همه گم کنیم…
    میر رضی آرتیمانی
    درود استاد قانون گرامی
    دوست فرهیخته و اندیشمند من
    پیشاپیش با فرخنده باد جشن کهن و زیبای نوروز همایون منش پیشکش شما مهربان
    مهمانید به واپسین پست امسال…53

    • admin می‌گه:

      دوست ارجمند !

      درود فراوان !

      از مهر شما سپاس فراوان دارم . بنده نیز آرزو می کنم و از خداوند بزرگ می خواهم که سال آینده برای شما فرخنده و خجسته باشد .

  22. بهزاد می‌گه:

    درودبراستادفرزانه وپاکسرشت ،وبرهمه ی ایرانیاران خردگراوپاکنهاد

    امروزه گرفتاریهایکی دوتانیست ،بابرنامه های آنچنانی وباکارهای نسنجیده افزون برنهادینه شدن دروغگویی وهنجارگریزی که ازآن هانام برده اید،درراستای فروپاشی منش های نیکو،آسیب های همگانی دیگری همچون رویه کاری (ریاکاری وظاهرسازی )،چاپلوسی ،ستیزه جویی ،خشم وخشونت گرایی وپرخاشگری ،ددمنشی وکشتار(وحشیگری )،دزدی زورگیری گرانفروشی وانبارکردن کالاها،بیدادگری ،روسپیگری وتن فروشی ،فروپاشی بنیان خانواده ها،جدایی زودهنگام وبیش ازاندازه ی همسران ازیکدیگر،پنداربافی وپندارگرایی (باور به رمالی ،فال بینی سحروطلسم وجادگری وخرافات )وابستگی ودلبستگی به روانگردانها(اعتیاد)،بیماریهای گوناگون ،بیسوادی وبکاربردن گواهینامه های ساختگی وبی پایه درکارهای گوناگون ،نادرستی درساختن کالاها،و…درمیان مردم بویژه درمیان نوجوانان وجوانان این مرزوبوم گسترش یافته ونهادینه میشود.

    دیدگاه شمامانندهمیشه بسیاردرست ،ارجداروستودنی ست ،پیوسته شاداب وپیروزباشید.خدانگهدار

    • admin می‌گه:

      پاسخ:

      هم میهن ارجمند و خردمند جناب بهزاد گرامی !

      درود فراوان !

      از نگاه دانشمندانه شما بسیار سپاس گزارم .

  23. محمد حامد می‌گه:

    عشقبازی به همین آسانی است
    که گلی با چشمی
    بلبلی با گوشی
    رنگ زیبای خزان با روحی
    نیش زنبور عسل با نوشی
    کارهموارۀ باران با دشت
    برف با قلۀ کوه
    رود با ریشۀ بید
    باد با شاخه و برگ
    ابر عابر با ماه
    چشمه‌ای با آهو
    برکه‌ای با مهتاب
    و نسیمی با زلف
    دو کبوتر با هم
    و شب و روز و طبیعت با ما
    عشقبازی به همین آسانی است…
    که دلی را بخری
    بفروشی مهری
    شادمانی را حرّاج کنی
    رنج‌ها را تخفیف دهی
    مهربانی را ارزانی عالم بکنی
    و بپیچی همه را لای حریر احساس
    گره عشق به آن‌ها بزنی

    مجتبی کاشانی

  24. محمد حامد می‌گه:

    دریا که تو دلبسته ی آنی ز تو دل کند
    ای رود به این تجربه ی تلخ نپیوند !
    تنهایی من آینه ی عبرت من شد
    دلها که شکستند از این آینه هر چند
    گفتی نگران منی و روز جدایی
    در چشم من اشک است ، به لبهای تو لبخند
    ای عشق بگو گرمی بازار تو تا کی ؟
    ای دل ! غم ارزانی بسیار تو تا چند ؟
    دیدار من و او ، چه سرانجام قشنگی :
    همصحبتی شعله و باد ، آتش و اسفند

    ” مژگان عباسلو “

  25. محمد حامد می‌گه:

    درود فراوان
    سال نو پیشاپیش بر شما فرخنده و خجسته باد.
    [گل]

    • admin می‌گه:

      درود !

      دوست ارجمندم !

      بهار و سال نو بر شما هم خجسته و فرخنده باد .

      این هم پاسخ جناب پور شیدا :

      ز ایران می وزد هر سو نسیم عطر نوروزی
      محمد حامدا ! بر تو بشارت فتح و پیروزی

  26. نوروز این رفاقت را نگاهبانی می کند که باور کنیم قلبهامان جای حضور دوستانمان هستند

    نوروز ۱۳۹۴ بر شما مبارک

    ستاره بختتان بالا سپیده
    صبحتان تابناک
    سایه عمرتان بلند
    ساز زندگیتان کوک
    سرزمین دلتان سبز

    +++++

    چندان هم دور نیستی

    فقط به اندازه یک نمیدانم از من فاصله گرفته ای !

    آری، “نمیدانم” کجایی ؟

    +++++

    ز باغ می‌برند چراغانی‌ات کنند
    تا کاج جشن‌های زمستانی‌ات کنند
    پوشانده‌اند “صبح” تو را “ابرهای تار
    تنها به این بهانه که بارانی‌ات کنند
    یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند
    این بار می‌برند که زندانی‌ات کنند
    ای گل گمان مبر به شب جشن می‌روی
    شاید به خاک مرده‌ای ارزانی‌ات کنند
    یک نقطه بیش فرق “رحیم” و “رجیم” نیست
    از نقطه‌ای بترس که شیطانی‌ات کنند
    آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
    گاهی بهانه است که قربانی‌ات کنند…

    +++++

    من کزین فاصله غارت شده ی چشم تو ام

    چون به دیدار تو افتد سرو کارم چه کنم

    یک به یک با مژه هایت دل من مشغول است

    میله های قفسم را نشمارم چه کنم . . .

    +++++

    محبت تنها هدیه ایست که کادو ندارد و تو تنها کسی هستی که همتا نداری، سال نو بر شما از صمیم قلب مبارکباد

  27. محمد حامد می‌گه:

    سپاس فراوان استاد گران ارج
    از مهر همیشگی جنابعالی و جناب پورشیدا بسیار بسیار سپاسگزارم. دل و دیده ام به این مهرها روشن شد.

  28. محمد حامد می‌گه:

    استاد قانون گرامی
    جناب سعدآبادی(پورشیدا) تارنمایی از خود دارند که بتوان از اشعار ایشان بهره مند گردید؟

  29. محمد حامد می‌گه:

    درودی دیگر بر دوست ایران دوستم
    می شود از استاد پورشیدا بپرسید که مرادشان از آرزویی که برای این کمترین داشتند چه بود؟ مراد از فتح و پیروزی …
    می خواهم برداشت شان را از درونمایه تارنمایم بدانم.
    سپاسگزارم

    • admin می‌گه:

      دوست ارجمندم !

      درود فراوان !

      جناب پور شیدا همه این دیدگاه ها را می خوانند . بی شد این پرسش شما را نیز می خوانند و پاسخ خواهند داد .

  30. باسلام
    لطفا به ادرس زیر مراجعه نمایید

    http://harkat.com/view/62aed9a0-0dbd-4d34-8c68-3325c36166d2

    +++++

    عمری با حسرت و انده زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران باید اوج گرفت تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم
    لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید،… رنگهایی را که بایسته است بر آنها بزن
    روزهایت رنگارنگ
    سال نو مبارک [گل]

    +++++

    دل را از پیله ی قهرش بیرون خواهم کشید
    واژه ها را از خواب فراموشی بیدار خواهم کرد
    دسته گلی از یاس و باران برایت خواهم چید
    نقش لبخندرا بر چهره ی زیبایت خواهم پاشید
    تا برایت پیام شادباشی بنویسم
    نوروز مبارک

    +++++

    من گل خودروی کوهستانیم
    اهل این ایل بی سر و سامانیم
    ساقه ام در خاک این غربت سراست
    با بلوط پیر اینجا آشناست
    مثل دل های بزرگ اهل ایل
    مردمان خسته ابن سبیل
    من هم از این سنگلاخ ساده ام
    اهل این ایل ایل غریب افتاده ام
    اهل ییلاق و رحیل کوچ ها
    آشنا با ردپای قوچ ها
    آه از ایلاتی و آوارگی
    زخمی تیغ “ابو قدارگی”
    زخم تلخ تسمه بر جان داشتن
    درد را در گُرده پنهان داشتن
    تن زهُرم سوزناک آفتاب
    مثل رود “سیمره” در پیچ و تاب
    داشتن در سینه صدا بیشه شیر
    مثل”مانشت” از ابهت سر به زیر
    اشک ما جاری ز فرط خشم ها
    مثل “کنجاچم”کنج چشم ها
    ای ز جان غم بلانوشان سلام!
    بچه های “تپه خرگوشان” سلام!
    ای قلاقیران خروش نایتان
    “هفت چشمه”گریه شب هایتان
    از زمانی که تکلم کرده ایم
    ریشه مان را در زمین گم کرده ایم
    مانده ایم اینجا در اوج بی کسی
    گله های مرتع دلواپسی
    کو شبان این دل افروخته
    داغ ما صد نی لبک را سوخته
    اینک ای گل های خارستان و دود
    لاله های رُسته بر “چشمه کبود”
    اینک ای مظلوم بی سرو سامان ایل
    ای زن پیوسته در حال رحیل
    ای پلنگ آیین چشم آهو سلام !
    لاله دامان “دالاهو” سلام!
    ای ستون این دل ویران شده
    سر بر آورده، قلاقیران شده
    دست پیش آرید تا با هم شویم
    با تمام کوه ها محرم شویم
    بس که ما را شهر عادت می دهد
    خانه هامان بوی غربت می دهد

    عبدالجبار کاکایی اهل ایلام

  31. google می‌گه:

    Welcome to WordPress. This is your first post. [[” ] Edit or delete it, then start blogging!

  32. نوروز ، یادگار ماندگار یاران دیروز این دیار

    و پاسداشت پاکی ها ، نیکی ها و پهلوانی ها

    بر همه ایرانیان نیکوسرشت خجسته باد . . .

    +++++

    مردم هرگز خوشبختی خود را نمیشناسند

    اما خوشبختی دیگران همیشه در جلو دیدگان آنهاست . . .

    * * * * * *

    رحمت خداوند ممکن است تاخیر داشته باشد ، اما حتمی است . . .

    * * * * * *

    کسی که از هیچ کس خوشش نمی آید،بدبخت تر از کسی است که هیچ کس دوستش ندارد.

    * * * * * *

    خدا روزی ده پرندگان است،اما روزی آنها را به داخل لانه نمی ریزد.

    * * * * *

    اگرسازنده ی قفس معنای پرواز را می دا نست،از کارش دست می کشید.

    * * * * * * *

    اگر تنها ترین تنها شوم، باز هم خدا هست، او جا نشین تمام نداشتنی هاست.

    * * * * * * * *

    بوی جان می آید اینک از نفس های بهار
    دستهای پر گل اند این شاخه ها ، بهر نثار
    با پیام دلکش ” نوروزتان پیروز باد ”
    با سرود تازه ” هر روزتان نوروز باد ”
    شهر سرشار است از لبخند ، از گل ، از امید
    تا جهان باقی است این آئین جهان افروز باد . .

    +++++

    ز ثروت سر کش و مغرور و مستیم
    دل خود را به دنیا سخت بستیم
    به ظاهر اسم ما باشد مسلمان
    ولی پول و درهم را میپرستیم
    خدا را وقت سختی میشناسیم
    به هنگامی که در ترس و هراسیم
    چو سختی و مصیبت بر طرف شد
    خدا را غافلیم و ناسپاسیم
    اجل نزدیک گشت و راهمان دور
    اجل را نیست مانع ثروت و زور
    تو خود را از درون پاکیزه گردان
    که خواهد رفت بوی کافور
    دم آخر که وقت رفتن ماست
    جدایی از همسر و فرزند و دنیاست
    زمان غربت است و ترس و وحشت
    زمان خواب روی شانه ی راست
    به زیر خاک و گل یارب چه سازم
    به سوی توست دست نیازم
    به رحم و عفو خود برمن نظر کن
    که ناچیز است رکعات نمازم …

  33. سکوت منتظر... می‌گه:

    این همه مست در این شهر که پس هشیاراست
    این همه خفته در این شهر که پس بیدار است
    فتنه می بارد از این ابر سیه برزنگی
    لیک صحبت زگل و مزرعه ی بی خار است
    همه در کار دروغ اند و همه می کوبند
    آب در هاون اندوه که پس بیکار است
    کوچه ها در تب بیداد اناالحق سوزد
    دار خالیست زمنصور که پس بر دار است
    نازنین شهر پر آشوب نگاهی لطفی
    نه فقط شهر پر آشوب جهان بیمار است
    آسمان مرده زمین مرده و دلها مرده
    این هوا پاک عفن گشته زبس مردار است
    قصه ی عشق من و تو چه بگویم باری
    ابر و باد است که دائم همه جا در کار است

  34. سکوت منتظر... می‌گه:

    تاريخ‌نويسان كه قلم در كفشان بود…
    جز ننگ به پيشاني ميهن ننوشتند
    يك عمر از اين شاخه به آن شاخه پريدند
    يك برگ ز خاموشي سوسن ننوشتند
    هفتاد من از كاغذ ملّت به هدر رفت
    افسوس كه قانون مدوّن ننوشتند
    محمد سلمانی

    • admin می‌گه:

      درود !

      دوست ارجمندم !

      بهار و سال نو بر شما خجسته و فرخنده باد .از نگاه زیبای شما بسیار سپاس گزارم .بله . به ویژه این که برخی نه تنها برای اکنون که حتا برای فریب آیندگان نیز این پلیدی را به خود بستند .

  35. سکوت منتظر... می‌گه:

    در باغ بی شکوفه ی من
    پاییز
    آغاز همه ی فصل هاست
    و
    حجم اندوه برگ
    به اندازه ی وسعت ابرهای سترون است!
    در باغ بی شکوفه ی من،
    یرنده ای
    در حصار فریاد خود زندانی
    است
    در باغ بی شکوفه ی من
    عطش رمز جاودانگی است.
    و آب دیگر
    شیرین ترین واژه ی برگ نیست!
    اندوهم را تنها تو می فهمی،
    ای بهار منتظر
    در آستانه ی
    فصل تنهایی

  36. سکوت منتظر... می‌گه:

    سراپا اگر زرد پژمرده ایم
    ولی دل به پاییز نسپرده ایم
    چو گلدان خالی ، لب پنجره
    پر از خاطرات ترک خورده ایم
    اگر داغ دل بود ، ما دیده ایم
    اگر خون دل بود ، ما خورده ایم
    اگر دل دلیل است ، آورده ایم
    اگر داغ شرط است ، ما برده ایم
    اگر دشنه ی دشمنان ، گردنیم !
    اگر خنجر دوستان ، گرده ایم !
    گواهی بخواهید ، اینک گواه :
    همین زخمهایی که نشمرده ایم !
    دلی سربلند و سری سر به زیر
    از این دست عمری به سر برده ایم

  37. سرباز کورش می‌گه:

    سلام جناب قانون سال جدید برشماوخانواده گرامیتان مبارک باد امیدوارم سالی پرازشادی وبرکت درپیش داشته باشیدواوضاع اقتصادی مملکت ما هم سروسامانی به خود بگیره

  38. جای طواف و سجده برای فریب خلق
    یک کار خیر، محض رضای خدا کنیم
    در انتهای کوچه بن‌بست حسرتیم
    باید که فکر عاقبت، از ابتدا کنیم

    +++++

    خوشبخت ترين مخلوق خواهی بود
    اگر امروزت را آنچنان زندگی کنی که گویی
    نه فردایی وجود داردبرای دلهره و
    نه گذشته ای برای حسرت..
    اگر برای شاد بودن در پی دلیل نباشی….
    اگر قبل از هر چیز در دوست داشتن ها
    و دوست داشته شدن هایت صادق باشی…
    اگر بجای آنکه وابسته باشی دلبسته باشی!!!
    خوشبخت ترین خواهی بود
    اگر بخشنده باشی…در عشق،صداقت،قضاوت
    خوشبخت ترین خواهی بود
    اگر در همین لحظه زندگی کنی…

    +++++

    نمازهایت را عاشقانه بخوان،حتی اگر خسته ای یا حوصله نداری،
    قبلش فکر کن چرا داری نماز میخونی؟؟؟

    آن وقت کم کم لذت میبری از کلماتی که تمام عمرداری تکرارشون میکنی.

    تکرار هیچ چیز جز نماز در این دنیا قشنگ نیست.

    هـرگـز نـمـازت را تـرک مـکـن
    مـیـلیـون هـا نـفـر زیـر خـاک ،
    بـزرگ تـریـن آرزویـشـان بـازگـشت بـه دنـیـاست
    تـا سجـده کـنـنـد … ولـو یـک سـجـده !

    +++++

    یک عمر باید بگذرد

    تا بفهمی بیشتر غصه هایی که خوردی

    نه خوردنی بود نه پوشیدنی،فقط دور ریختنی بود…!

    و چقدر دیر می فهمیم که

    زنــدگـی همین روزهاییست که

    منتظـر گذشتنش هستیم …!

    همیشه بیاد داشته باشیم و فراموش نکنیم.

    “مقصد”، هميشه جايى در “انتهاى مسير” نيست!

    “مقصد” لذت بردن از قدمهايیست، که برمى داريم!

    +++++

    نوروز هم به پایان رسید. . .
    امیدوارم شروع زیبایی در فروردین داشته باشید …
    امیدوارم در عاشقانه ترین لحظات اردیبهشت، کنارخانواده باشید…
    امیدوارم از خرداد تا تیر ،زندگی پر از هیجان و لذت بخشی داشته باشید
    امیدوارم از مرداد تا شهریور هرگز مشکلات به سراغتان نیایند …
    امیدوارم مهر و آبان و آذر خبرهای خوبی برایتان داشته باشند …
    امیدوارم دی و بهمن خاطرات لذت بخشی برایتان به جا بگذارند …
    و در آخر امیدوارم در اسفند ماه به یک سال گذشته تان نگاه کنید و بگید “چه سال شگفت انگیز و خوبی داشتم.”

  39. عشق بزرگترین انتقام است …
    که از دردها .. رنج ها .. تنهائی ها .. غربت ها و مرگ ها می گیرد ..!
    عشق جسارت می خواهد …
    عشق ظرف دوست داشتنی نامحدود می خواهد …
    عشق بارها و بارها نادیده گرفتن خود و غرور خود را می خواهد …
    تحمل می خواهد و صبوری …
    اما بزرگترین انتقام است …
    از هر کس و هر چیزی که روح ما را می خراشد ………….!؟
    با این وجود …
    عشق یک کالای مصرفی است …
    نه پس انداز کردنی ..!!!؟

    “عشق” . . .
    خدای را پرستش کردن است . . .
    آرزوهای خوب داشتن است . . .
    لبخند بر لبان نشاندن است . . .
    مهر و محبتها کاشتن است . . .
    آدمها را دوست داشتن است . . .
    همه را دعای خیر داشتن است . . .
    ساده و بی ریا زیستن است . . .
    بهترینها را داشتن است . . .
    و بهترینها . . !!!
    دوستان خوب داشتن است . . .

    همیشه شاد و تندرست باشید . . .
    بهترین دوستان و یاران دنیای مجازی . . .

    برگ برگ زندگیتان . . .
    در سبز سبز روزگارتان . . .
    سرشار از شادابی ایامتان . . .
    به شکوفایی درخت زندگیتان . . .
    ریشه در خاک خوبیهایتان . . .
    همواره سربلند و سرافراز . . .
    همچون سرو قامتان دورانتان . . .

    جمع بزرگ خانواده وبلاگ نشینان . . .
    درخت سبز زندگیتان . . .
    همیشه جاودان و جاویدان . . .
    ای مهربانوان و مهربانان ارجمند دیار پارسیان . . .

    ” آمین یا رب العالمین و یا ارحم الراحمین “

  40. admin می‌گه:

    دوست گرامی !

    جناب آقای محمد حامد جعفری !

    درود فراوان بر شما . از این که بسیار دیر پاسخ می دهم ، بسیار پوزش می خواهم . فرزندانم در بیمارستان بستری و خودم بیش از یک هفته است که سخت بیمارم . حتا توان بلند شدن از جا هم ندارم .

    پاسخ جناب پور شیدا :

    ” شما با فتح قله دانش و ادب ، شاهد پیروزی را در آغوش خواهید کشید .

  41. http://alimoon.persiangig.com/00000000011.jpg

    http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/2tZayluplFKnCiao8i9yKNYRNDortR1OvXqq3yLWxMUoGSZf6zLRLQ/s/w475/

    http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/PT4OMbcvVhEVlxvvTN5iw59MqB_0BYfx4dyqQLOGE5RyHsTQXdM6Eg/s/w535/

    http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/CM7O4T90qPhoyROI-6idXepEjdANWoPkogBdbym4pBuB1hmsdQVcig/s/w400/

    http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/BRQc2qd4L3djh3twGlhJ5S5Hhwf_wPC_P3vYo1RcUXZDlqxsGAa5dQ/s/w500/

    http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/FZAU-SWpCct33K6emfaVhniSPsMIG5MBU5Cufhlw10j2REpHT3IplQ/s/w535/

    http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/MWResiDzfwKBSv3ESnI69XPS5u20nML3wNHhIBzOfsjyvoHRbe8vXw/s/w535/

    سیزده بدر در لوزان
    http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/0I6Kl3TAAP4ooScn1zSzLJGnZvju7St5tJKUwKGmdQPnBso8_QVUWg/s/w535/

    +++++

    دلت شاد و لبت خندان بماند
    برایت عمر جاویدان بماند
    خدا را میدهم سوگند بر عشق
    هرآن خواهی برایت آن بماند
    بپایت ثروتی افزون بریزد
    که چشم دشمنت حیران بماند
    تنت سالم سرایت سبز باشد
    برایت زندگی آسان بماند
    تمام فصل سالت عید باشد
    چراغ خانه ات تابان بماند

    [گل][قلب][گل][لبخند][گل][رضایت][گل][گل][قلب][گل][لبخند][گل][رضایت][گل]

    [گل][قلب][گل][لبخند][گل][رضایت][گل][گل][قلب][گل][لبخند][گل][رضایت][گل]

    [بدرود]

  42. آرتیاس می‌گه:

    ننگ است ملخ خوار چنین خش بکشد
    خش روی نجابت سیاوش بکشد
    ای کاش خشایار شبی برگردد
    تا خاک ریاض را به آتش بکشد

  43. [گل] ابرها به آسمان تکیه می کنند
    درختان به زمین
    و انسان ها به مهربانی هم [گل]

    +++++

    من از عهد آدم تو را دوست دارم

    از آغاز عالم تو را دوست دارم

    چه شبها من و آسمان تا دم صبح

    سرودیم نم نم: تو را دوست دارم

    نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی!

    +++++

    يادمان باشد كه :

    زندگي جاده همواري نيست و به سنگلاخ هاي بسياري

    برخواهيد خورد كه با درايت بايد از انها گذر كنيد

    +++++

    وقتی روز بدی دارید همیشه یادتان باشد که کس دیگری روز بدتری داشته است،

    شکرگزار داشته هایتان باشید …

    +++++

    بعضی ها …
    شبیه عطر بهار نارنج هستند …
    آنقدر عمیقند که عطر بودنشان را …
    می توانی تا آخرین ثانیه عمرت در وجودت ذخیره کنی …
    بعضی ها آرامش مطلقند …
    لبخندشان …
    تلالو برق چشمانشان …
    و اصل ِ کار تپش قلبشان …
    انگار که یک دنیا آرامش را به وجودت تزریق می کند …
    وآنقدر عزیزند …
    آنقدر بزرگند …
    که می ترسی نباشند و تو بمانی و یک دنیا حسرت …
    اصلا خداوند در خلقت بعضی ها سنگ تمام گذاشته …
    سایه شان کم نشود از روزگارمان …..

  44. مردان بلند نام و با افتخار هرگز نمی میرند زیرا که گوهرشان قلوب نسل های آینده است . « توسیدید »

    +++++

    بار خدايا ..!
    من انسانم به آنگونه اي که تو آفريدي …
    نمي توانم مثل فرشتگانت پاک و آسماني باشم …
    گاهي فريب مي خورم و گاهي فريب مي دهم …
    گاهي ناشکر مي شوم و گاهي خودخواهي وجودم را فرا مي گيرد …
    اما هميشه پشيمان مي شوم و به سوي تو باز مي گردم …
    چون آغوش تو هميشه باز است …
    پروردگارا ..!
    مي دانم که دعا سرنوشت بد را از ما دور مي سازد …
    پس اين بار نيز دست نياز را به درگاه تو دراز مي کنم …
    و از کسي خواسته هايم را طلب مي کنم …
    که هيچ گاه بر سرم منت نمي گذارد …
    آرزوهايم را به تو مي گويم .. به تو که هميشه دوست مني …
    عاشق تر از هميشه سر بر آستان ملکوتيت مي گذارم …
    و در دل دعا مي کنم و از تو مي خواهم …
    که اگر به صلاح است دعايم را مستجاب کني …..

    +++++

    زندگی با همه وسعت خویش مخمل ساکت غم خوردن نیست

    حاصلش تن به قضا دادن نیست

    اظطراب و هوس و دیدن و نادیدن نیست

    زندگی کوشش و راهی شدن است

    زندگی جوشش و جاری شدن است

    از تماشاگه آغاز حیات تا بدانجا که خدا می داند…

    +++++

    تنها یک تنها میداند تنهایی تنها درد یک تنها نیست….

    چــرا آدمـــا نمیـــدونن بعضــــــــی

    وقتهــــا خـــــداحافـــــظ یعنـــــــی :

    ” نــــذار برم ”

    یعنـــــــی بــرم گــــردون

    سفــــت بغلـــــم کـــن

    ســـــرمو بچـــــسبـــون به سینــــه ت و

    بگــــــو :

    “خدافــــظ و زهــــر مـــار”

    بیخــــــود کــــردی میگی خدافـــــظ

    مگـــــه میـــذارم بــــری؟!!

    مــــــگه الکیــــــــه!!!!”

    چــــــــرا نمیـــــفهمـــــن نمیخــــــــوای بری؟!!!

    چـــــــــرا میـــــــذارن بــــری…؟!!

    تنهایی تک واژه سنگینی است

    یک واژه است ولی عمق یک زندگیست

    سالها گذشت و تنهایی سلطان دلم شد

    سلطان دل غریب و حسرت کشم شد

    ای آشنا ، عالم تنهایی چه خوش است

    هرچه باشد از گدایی عشق خوشتر است …

  45. سلآم

    خداوندا !

    داری میبینی ک این روزا

    همه خسته شدیم از فصل سرد گناه

    و دلتنگ روزهای پاکیم

    بارانی بفرست ،

    چتر گناه را دور انداخته ایم

    +++++

    لبتان پر خنده،
    قلب تان از مهر آکنده،
    دولت تان پاینده و هر روز تان فرخنده باد.

    [گل][قلب][گل][لبخند][گل][رضایت][گل][گل][قلب][گل][لبخند][گل][رضایت][گل]

    [گل][قلب][گل][لبخند][گل][رضایت][گل][گل][قلب][گل][لبخند][گل][رضایت][گل]

    [بدرود]

  46. سکوت منتظر... می‌گه:

    (سکوت سرد صدایم
    از رخوت تن
    نه !
    که از خستگی جان من است…)
    و…
    و آزاد شدم…53

  47. محمد حامد می‌گه:

    درود
    مدار دوران به کامتان.

  48. doostaneh می‌گه:

    سلام
    در شب لیله الرغائب همدیگه رو از دعای خیر فراموش نکنیم

  49. مارادونا مدتی به خاطر افسردگی پس از ترک اعتیاد در بیمارستان بستری بود، وقتی مرخص شد حرف قشنگی زد:
    اونجا دیوانه های زیادی بودند، یکی میگفت من چه گوارا هستم همه باور می کردند، یکی می گفت من گاندی ام، همه قبول می کردند و…
    من گفتم : من مارادونا هستم .
    همه خندیدند و گفتند:
    هیچکس مارادونا نمیشه!
    من خجالت کشیدم که چی به سر خودم آوردم.

    در این دنیا غرور دمار از روزگار آدم درمی آورد و دقیقا گرفتار چیزی می شوی که فکر می کنی هرگز به دامش نخواهی افتاد.
    مراقب خودتان باشید؛ برگها همیشه موقعی می ریزند که فکر می کنند طلا شده اند!

    +++++

  50. پشت تنهایی این پنجره ها

    چه به صف آمده غم های دلم

    یک نفر نیست مگر پنجره را باز کند …

    قصه دیدنم را آغاز کند؟

    دلم از پرده به جان آمد و از شیشه شکست

    چشم من خیره به راه ، ز دلم می پرسد

    آخه باید ز کجا تا به کجا..؟

    تا به کی تکیه به دیوار در این چلّه نشست؟

    در دلم پنجره ای رنگ سکوت است

    سکوت …..

    +++++

  51. +++++

    ((( ثروت های دوازده گانه )))

    هرگز فکر نکنید با داشتن پول زیاد شما ثروتمند خواهید بود.
    در دنیای امروزی ثروت فراتر از پول است.

    این ثروت های دوازده گانه عبارتند از:

    1.رویکرد ذهنی مثبت.

    2.تندرستی واقعی.

    3.هماهنگی در روابط انسانی.

    4.رهایی از ترس.

    5.امید به موفقیت.

    6.نیروی ایمان.

    7.اشتیاق به بخشش و سهیم شدن داشته های خود.

    8.عشق ورزیدن به کار.

    9.تعصب نداشتن به همه موضوعات.

    10.انضباط شخصی.

    11.توانایی درک دیگران.

    12.امنیت اقتصادی.

    اپم … [گل]

  52. معلمی شغل نیست .. عشق است …
    ذوق است .. ایثار و فداکاریست …
    اگر به عنوان شغل به آن می نگری رهایش ساز و اگر عشق توست .. بر تو مبارک باد … معلم شهید رجایی :
    اگر کسی بتواند معلم خوبی باشد …
    خیانت کرده است .. اگر به کار خوب دیگری بپردازد …
    چرا که معلمی مقام پیغمبری و تعلیم مقام خدایی است …
    معلم شهید .. دکتر شریعتی :
    دیروز می گفتم : مشقهایم را خط بزن … مرا مزن روی تخته خط بکش .. گوشم را مکش مهر را در دلم جاری بکن .. جریمه مکن هر چه تکلیف می خواهی بگیر .. امتحان سخت مگیر اما کنون : مرا بزن … گوشم را بکش .. جریمه بکن .. امتحان سخت بگیر .. مرا یک لحظه به دوران خوب مدرسه باز گردان ….
    سالروز ولادت آقا امیرالمؤمنین حضرت علی بن ابی طالب (ع) و روز معلم و همچنین روز مرد بر همه ی مهربانوان و مهربانان دیار کهن سرزمین پارسیان مبارک باد . . .

    [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

    +++++

    سلام پنجشنبه دوست داشتنی !
    دوباره آمدی؟
    قدمت به خیر!
    وقتی برای بیدار کردن دوستانم میروی
    یک سبد عشق
    یک دنیا آرزوهای زیبا
    ویک عالمه الطاف خدا را
    به روی چشم هایشان بپش
    بگذار با ترنم دنیایی از امید
    چشمانشان را به روی تو باز کنند !
    پنج شنبه تون پر از حس خوب . آمیـــــــــن

    +++++

    فروغ صبح دانایی انیس روز نادانی چگونه پاس دارم تورا

    اینک که می دانم خدا هم نیز چون من تورا بسیار دوست می دارد

    من هم چون خدایم تو را دارم

    با سپاس بی حد … معلم عزیزم روزت مبارک

    +++++

    چگونه می توانم تمام لحظه هایی که چون سرو در مقابلم ایستادی

    و با شور عشقت مرا سیراب کردی جبران کنم

    جز اینکه بهترین درود ها و دعاهای خیرم را بدرقه راهت کنم . . .

    +++++

    معلم باغبان باغ عشق است / معلم قافله سالار عشق است

    ای عزیز روزت مبارک

    +++++

    سپاسگزار همچون معلمی هستم که اندیشیدن را به من آموخت نه اندیشه ها را .

    معلم عزیزم روزتان مبارک [گل]

  53. محمد حامد می‌گه:

    درود
    استاد حالتان چطور است؟

  54. arash می‌گه:

    باسلام مرسي از حضورتون سريعا كپي ميشود

  55. محمد حامد می‌گه:

    درود استاد گرامی
    ای کاش می توانستم برای بیماری شما کاری کنم. سلامتی تان را از باریتعالی خواستارم.

    • admin می‌گه:

      دوست گران ارجم !

      درود فراوان !

      اگر زمان داشته باشم این هفته تا هفته بعد ، بخش سوم جستار را پیشکش می کنم .

  56. محمد حامد می‌گه:

    درود
    چشم براه دیدگاه پردازشگرانه تان هستیم.
    برقرار و بهروز باشید.

    • admin می‌گه:

      هم میهن ارجمند !

      درود فراوان !

      از این که دیر پاسخ می دهم ؛ بسیار پوزش می خواهم . به شوند گرفتاری های فراوان است . من نیز از شما بسیار سپاس گزارم .
      به روی دیده ام جعفری بزرگوار . اگر زنده باشم ؛ ادامه جستار را در میانه ماه مرداد پیشکش می کنم .

  57. پرستش می‌گه:

    سلام،
    ممنون از حضورتان در پرستش.

    • admin می‌گه:

      هم میهن ارجمند !

      درود فراوان !

      از این که دیر پاسخ می دهم ؛ بسیار پوزش می خواهم . به شوند گرفتاری های فراوان است . من نیز از شما بسیار سپاس گزارم .

  58. پیام قانون می‌گه:

    یاران وفادار و هم میهنان میهن پرست !

    درود فراوان !

    شوربختانه به شوند بیماری و گرفتاری های فراوان از جمله پژوهش ها و آزمون های دانشگاهی و گرفتاری هایی که دشمنان ایران ، پیوسته برای بنده ….. ؛ دیر زمانی است که نتوانسته ام با خوانندگان گرامی باشم و ادامه جستار را پیشکش کنم . به همین انگیزه از همه شما پوزش می خواهم و پیمان می بندم که اگر زنده باشم و خداوند بزرگ یاری دهد ؛ بخش چهارم جستار را در نیمه مرداد ماه آینده پیشکش کنم . نیازمند مهر خداوند و نیایش مهر بنیاد همه دوستان فرهیخته هستم .

  59. پیام قانون می‌گه:

    یاران وفادار و هم میهنان میهن پرست !

    درود فراوان !

    شوربختانه به شوند بیماری و گرفتاری های فراوان از جمله پژوهش ها و آزمون های دانشگاهی و گرفتاری هایی که دشمنان ایران ، پیوسته برای بنده ….. ؛ دیر زمانی است که نتوانسته ام با خوانندگان گرامی باشم و ادامه جستار را پیشکش کنم . به همین انگیزه از همه شما پوزش می خواهم و پیمان می بندم که اگر زنده باشم و خداوند بزرگ یاری دهد ؛ بخش چهارم جستار را در نیمه مرداد ماه آینده پیشکش کنم . نیازمند مهر خداوند و نیایش مهر بنیاد همه دوستان فرهیخته هستم .

    پاینده ایران – جاوید باد آزادگی و میهن پرستی

  60. محمد حامد می‌گه:

    در عاشقی گزیر نباشد ز ساز و سوز

    استاده‌ام چو شمع مترسان ز آتشم
    حافظ شیراز

  61. شعیب فریادی می‌گه:

    http://masara.persiangig.com/m44.jpg

    [گل][قلب][گل]

    تمام غصه های دنیا را میتوان بایک جمله تحمل کرد

    خدایا می دانم که می بینی
    خدای من

    مردم همه شکر نعمت های تو را می کنند

    اما من، شکر بودنت

    تو نعمت منی …
    ++++++

    پنجشنبه یکم مرداد ۱۳۹۴ :: نويسنده :
    تن تن: یه خبر خوب دارم و یه خبر بد

    هادوک:خبر بد چیه؟

    تن تن: همش یه گلوله داریم

    هادوک: و خبر خوب؟

    تن تن :هنوز یه گلوله داریم…

    http://s1.eramdownload.com/Animations/j3/tintin%2001/%20%285%29.jpg
    ++++++
    [بدرود]

  62. دوستدار پیام قانون می‌گه:

    درود استاد.بی نظیر بود.منتظر مطالب آینده شما هستم. پیروز باشید

پاسخ دادن به admin لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

 

طراحی و اجرا شده توسط شرکت پارس گستر