Daily Archives: فوریه 27, 2015

گزارش و پردازش یک پشت پرده از سیاست شوم انگلیس و آمریکا برای نابودی ایران 3

 

           گزارش و پردازش یک پشت پرده از سیاست شوم

                ” انگلیس و آمریکا برای نابودی ایران


                                  ”بخش سوم

 

                                     ” پیش از سخن

 

1-  بسیار دوست دارم تا از گرفتاری هایی سخن بگویم که چونان زنجیرهایی آهنین بر دست و پای زندگی آدمی سنگینی می کنند . زنجیرهایی که انسان هر اندازه هم پایدار و پر تلاش باشد ؛ باز هم جان و جهان او را به یغما می برند . این گفتار را به هنگامه ای دیگر وا می گذارم .

ولی در این روزگاری که بیشینه مردم یا غم نان دارند و یا بیم جان ( ویا هردو با هم ) کسی هست و کسی را می شناسم که رها از هر گونه وابستگی و بستگی ، دل در گرو فرهنگ دارد و بینا به پیامدها و برآیندهای کنش ادبی ، خود را در برابر مردان و مردمان خامه پرور مسوول می داند .

جناب محمد حسین سعد آبادی ( پور شیدا ) را می گویم که در گیر و دار گرفتاری ها ، دست از دامان شعر بر نمی دارد و از آسمان دل بر خامه او در دری می بارد . در پیوند با ” بر شاخسار سخن ” ایشان تنها کسی هستند که همواره دغدغه دارند و همیشه سخنانی بر آمده . امید دارم و آرزو می کنم که این ویژگی پر بها در نهاد پرداد او به گونه ای بیش از پیش و روزافزون ، فزونی یابد .

به همین انگیزه دو دوبیتی تازه سروده ایشان را به گزارش زیر پیشکش می کنم :

                                فلک بنموده  دور از آشنایم

                               چو نخلی که ز نخلستان جدایم

                                کنار برکه ، تنها ، پور شیدا

                              زسعد آباد و نخلش می سرایم

                                                   و

                             بسوزد عاشقی، کاتش به جان زد

                            به تار و پود و هم روح و روان زد

                              بسوزد  کو  امان از  پور شیدا

                             ربود و آتشش  بر خان و مان زد

 2- در خور آگاهی آن دسته از دوستانی که شماره خود را از راه نت به بنده داده اند ؛ این که ، گوشی همراه بنده را ربوده اند . به همین شوند شماره بیشینه دوستان را از دست داده ام . بنابراین خواهش دارم تا شماره خویش را دوباره به شماره نگارنده – 09172362232 – پیامک فرمایند .

 

                               ” سخن “

 

پیش از این گفتم که دروغ و هنجارگریزی در میان ما ایرانیان بیداد می کند و هستی ما را بر باد می دهد . اگر می پندارید چنین نیست ؛ پس این همه سزا دهی ( جریمه یا مجازات ) برای قانون گریزی های راهنمایی و رانندگی برای چیست ؟  اگر این گونه نیست ، پس این همه کشت و کشتارها در خیابان ها و جاده های ایران برای چیست ؟ اگر این گونه نیست ، پس نزدیک به هفت ملیون پرونده دادخواهی در دادگستری ها ، دادگاه ها و دادستانی های ایران برای چیست ؟ . هیچ می دانید از نگاه این آمار- یعنی آمار پرونده های دادخواهی – ایران ، در دو یا سه سال پیش ، پیش از کشور چین (با یک میلیارد و سیسد ملیون مردم)  در جایگاه نخست جهان بود ؟ … اکنون چه جایگاهی دارد ؟؟؟؟؟ !!!!!!  …       .

به یاد دارم در یک برنامه از سیمای جمهوری اسلامی ، کارفرمای (مدیر) آتش نشانی استان تهران می گفت : ” از هشت هزار زنگ و گفتگوی تلفنی ای که در شش ماهه نخست سال (سال 1386 خورشیدی) با آتش نشانی استان تهران رخ داده است ؛ هفت هزار تای آن زنگ ها و خبر رسانی ها درباره آتش سوزی ، دروغ ، بیهوده و بی بنیاد بوده است ” . اگر می پندارید ایران گرفتار هنجارگریزی نیست ؛ این همه آمارهای سرسام آور دزدی و رانت خواری برای چیست ؟ . هیچ به یاد دارید که جناب آخوند هاشمی رفسنجانی درباره سرنوشت نزدیک به هشتسد میلیارد دلار درآمد ایران از نفت در هشت سال کارفرمایی جناب احمدی نژاد بر دولت ایران ، چه گفت ؟ ؟ ؟ ؟ !!!!!  …..                  .

و……….. و …………… و …………….. و ………..و …….     .

هم میهنان گرامی !

منش (اخلاق) در میان ما ایرانیان از هم فروپاشیده است . هر گاه دولتی ، هر سال و حتا هر ماه و هر روز بیش از پیش بر نقدینگی بازار ، بر بی ارزشی پول ملی ، بر بها و ارزش پول بیگانگان و دشمنان و ارج ارزهای بیگانه می افزاید ؛ بی گمان مردمی که زیر زمامداری آن دولت زندگی می کنند ، دست به گریبان تهیدستی و بیچارگی ، به ناچار به نا به هنجاری و رفتارهای بیرون از منش روی خواهند آورد . پس نا خودآگاه نه زندگی که بندگی می کنند .

هم میهنان ارجمندم !

این دام را ،  دشمنان ایران ، برای ایران و ایرانی نهاده اند و تنیده اند . این خواست و آرزوی دشمنان ایران بود که منش و اخلاق در میان ما از هم فرو بپاشد . پس بر ماست تا با نگاه به این رویداد تلخ و درد انگیز ، سه راهکار زیر را در پیش گیریم با این امید که در آینده ، فرزندان ما ، چونان ما نگویند : ” از ماست که بر ماست ” . این سه راهکار به گزارش زیر است :

1- تا می توانید در برابر از ارزش افتادن پول ملی پایداری کنید و بر سر کارگزاران این پدیده ایران سوز فریاد بزنید . فریاد رسای خود در این زمینه را تا به آسمان برسانید .

2-بکوشیم تا فرآوری (تولید) در کشور گسترش یابد و هر گاه این روند در کشور از کنش باز ایستاد ؛ خاموش ننشینیم و فریاد آن را بر سر کسانی بر آوریم که زمینه مرگ فرآوری ملی را فراهم می کنند .

3- تا می توانیم از فرآورده های ایرانی خرید کنیم نه از فرآورده های بیگانه چونان چینی و ….    .

4- تا می توانیم برای پایبندی به پارسایی ، منش کهن ایرانی  و پرهیز از دروغ  در میان ایرانیان -  به ویژه در کانون خانواده و خانواده های ایرانی – بکوشیم و هر روز، بیش از پیش آن را در میان خود گسترش دهیم .

خوانندگان نکته سنج و میهن پرست !

در پدید آمدن هستی (هویت) ملی یک ملت و یک کشور ، هیچ آخشیجی (عنصری) مانند زبان ، بسزا و نقش آفرین نیست . زبان پارسی هماره توانمند ترین آخشیجی بوده است که تا کنون توانسته است از هستی ملی ما ایرانیان پاسداری کند . در این زمینه ما ایرانیان بیش از هر کس ، وامدار فرزانه سترگ توس – حضرت والا جناب فردوسی – هستیم . من نمی توانم مهر بی مانند درون و دل خویش را به این فرزانه بی همتا پنهان کنم . هر آن چه همه دشمنان ایران در همه دوره ها و برهه ها نتوانستند تا زبان پارسی را نابود کنند ؛ فردوسی بزرگ یک جا و تنها توانست تا زبان ما – و بهتر از آن بگویم ، هستی ما را – پاس بدارد .

دوستان میهن پرستم !

دشمنان ایران و گروه پلید برنارد لوییس با هدف فروپاشی (تجزیه) ایران و برای نابودی آرام آرام هستی (هویت ) ملی ما ، دومین راهکار را آسیب زدن به فرهنگ و نابودی زبان  پارسی  بر گزیده اند . برای این راهکار نیز چند دستور زیر را پیشنهاد کرده اند و اکنون که نگارنده دارد این نوشتار را می نویسد ، سال هاست که برای انجام درست و بی خرده این دستورها می کوشند . دستور کارهای آنها برای راهکار دومشان -  یعنی تلاش آرام برای نابودی زبان پارسی – به گزارش زیر است :

1- در بوق و کرنا دمیده اند و می دمند که گویش های فراوان و به جا مانده از پارسی باستان و حتا پارسی پهلوی (پارسی میانه یا پارسی روزگاراشکانیان و ساسانیان) مانند گیلکی ، مازنی ، تالشی ، لری ، لاری و … زبان هستند نه گویش . نگارنده خود از سی و اندی سال پیش به این سو بارها و بارها ار بی . بی . سی اهریمن و صدای پلید آمریکا به گوش خویش شنیده ام وبه چشم خویش دیده ام که این رسانه ها و دیگر رسانه های پیشکار بیگانگان برای زبان نامیدن این گویش ها چه کوششی می کنند ؛ حال آن که بر بنیاد دانش زبان شناسی همه این گویش ها ، گویش هایی برآمده از زبان پارسی هستند و در جایگاه زبان نیستند . این را بنده نمی گوید . پایه های بنیادین دانش زبان شناسی همگانی می گوید .

هم میهنان ارزشمندم !

هیچ می دانید درباره زبان پارسی – این به ظاهر پارسی زبانان – چه جنایت و چه دشمنی می کنند و شما (بر بنده ببخشایید که این را می گویم) یا نمی دانید و یا می دانید و خاموش مانده اید ؟

با نگاه به ارجی که نامهای پشتیبانان پاسداری از ارزش پول ملی (کسانی که به پیشنهاد بنده ، به تارنمای جناب روحانی رایان نامه (ایمیل) فرستادند و فریاد رسای خود را در نگهداشت و پاسداری از ارزش ریال ایران به وی یادآوری کردند) ، دارا هستند ؛ نام های یکایک آنان را در یکی از بخش های آینده جستارمی آورم تا شاید بهتر بتوانم وام خویش را به آنان بپردازم .

 

                             اگر زنده باشم ؛ دنباله جستار در بخش آینده

                                   پاینده باد ایران ، این مرز پر گهر

 

 

طراحی و اجرا شده توسط شرکت پارس گستر